آقای موسوی، تغییرات کلام شما مرا بر سر شوق آورده است اما من لائیک هستم، با اشتیاقم چه کنم؟

آقای موسوی عزیز، قبل از هرچیز خسته نباشید و برایتان آرزوی سلامتی میکنم. خواسته یا ناخواسته، خوب یا بد(به گمان من خوب) شما در حال حاضر از نظر بسیاری از مردم  رهبر جنبش هستید و سخنان شما تعیین کننده خط مشی و اهداف جنبش سبز است. هوشمندی و درایت شما را در انتخاب جملات ستایش میکنم و همینطور پایداری بر سر خواسته برحقتان را.

در جریان اعتراضات پس از انتخابات (مخصوصا در روز عاشورا) بسیاری از مردم با اهدافی پراکنده در خیابان حضور یافتند که در اثر القا این موضوع که جنبش سبز همچون نی معروف مولانا است که هر کسی از ظن خود شد یار او، هزینه هایی با اهداف پراکنده داده شد. یعنی هزینه هایی که گاها در قبال دستیابی به اهدافی فراتر از اهداف برشمرده شده توسط جنابعالی پرداخت شدند. با صرف نظر از اینکه این اشتباه شما نبوده است،  ممانعت از تکرار چنین وقایعی  ضروری است و نباید از آن غافل شد. هزینه دادن در قبال خواسته ها همانطور که خود بیان کرده اید اجتناب ناپذیر است. شک ندارم که شما نیز چون من نمیپسندید که هیچ هموطنی دچار سو تعبیر در آرمان و دورنمای جنبش شود. از این روی رویکرد جنابعالی در این زمینه با توجه به نزدیک شدن به سالروز آغاز حرکت مردم به نمایندگی و هواداری شما بسیار مورد توجه است.

تغییراتی که در کلام شما در این گفتار آخر به چشم می آید مرا بر سر شوق آورده است، اما آیا گمان من درست است؟ آیا شوق من از سر نگاه خام و ناپخته ام نیست؟ حقیقتا من شما را گرامی میدارم و جنبش سبز را دوست دارم، اما آیا از نظر شما جایی برای تحقق خواسته ها و بهبود وضعیت معیشت من در صورت پیروزی چنبش، در جامعه ایران هست؟ خواسته های من بسیار ابتدایی هستند. از جمله اینکه بتوانم بگویم که لائیک هستم و در عین حال جایی مشغول به کار باشم و کسی برعلیه من فتوی صادر نکند. اینها را از شما نمیخواهم که به انجام برسانید، فقط میخواهم که بدانم در صورت داشتن امکان انجامش، چنان خواهید کرد. تصور کنید که اگر شما چنین نمی اندیشید، شوق من برای حمایت از جنابعالی و امیدواریم چه بچگانه و بی اساس است. از این روی در حالتی نیم خیز هستم! نمی دانم که باید چه کنم؟! از آنجایی که احتمالا در جامعه ما و در داخل ایران، افرادی چون من کم نیستند، شاید به هر طریق که صحیح می دانید اتمام حجت با این قشر ضروری باشد.

جناب مهندس موسوی عزیز، هیچ توقعی بالاتر از یک رهبر سیاسی از شما نمیرود. من هرگز برای شما نمی پسندم که خدایی نکرده مویی از سرتان کم شود و یا هزینه ای بدهید ( هرچند که به قول خودتان برای یک رهبر سیاسی و اصولا در جهت نیل به آزادی هزینه دادن اجتناب ناپذیر است). همانطور که عرض کردم، فارغ از مباحث بیان شده در این نوشتار، شما را به جد گرامی می دارم. با توجه به ذکاوت گفتار شما، رساندن این مطلب به گونه ای که گوشهای جستجوگر بشنوند و هزینه ها بالاتر نروند از سوی شما شدنی است. بنابر این امیدوارم که در نطق بعدی شوق من را به همراهی عملی و نیم خیزم را به گام برداشتن برای فردای بهتر ایران در کنار خودتان بدل کنید. من فکر نمیکنم  پذیرش کسی که چون شما فکر نمیکند برایتان دشوار باشد. بسیاری از مردم ایران، مخصوصا در نسل جوان، دیگر دین را در آن درجه تقدس که بتوان به خاطرش پا بر جان انسانیت گذاشت، نمی دانند و برایشا امری اعتقادی و شخصی شده است. یقینا شما بر این مسائل واقفید، دغدغه شما هم برای ایدئولوژی محبوبتان محترم است اما در جایگاه رهبری یک جنبش ملی که هرگز ایدئولوژیک نیست، انتظار نمیرود که دغدغه ایدئولوژیک را واقعا دغدغه جنبش بدانید. این گفتار را از شما در جایگاه مصلحت اندیشی می توان پذیرفت، اما اگر چنین است، لازم است تا مصلحتی بودنش هم به گونه ای گوشهای ما را بنوازد.

در آخر، انتقاد من دقیقا دغدغه من برای آینده ای دمکراتیک به معنی واقعی برای ایران است. دوست دارم که از شما حمایت کنم و شما آن تکثر گرایی را محدود به اسلام نفرمایید. به نظر من این برای ایران بهترین است. و البته ممکن است دیگرانی چنین نظری نداشته باشند. امیدوارم به واقع به این تکثر آرا معتقد باشید و امیدوارم از حامیان شما باشم. آرزوی دیگر من این است که ای کاش تکلیف خودتان را با رسانه هایی که خود را زبان رسمی جنبش سبز میدانند مشخص میکردید. زبان آنها نسبت به شما بسیار تند تر و دور از احترام به  کثرت گرایی مورد ادعای شما است.

Advertisements

6 پاسخ برای «آقای موسوی، تغییرات کلام شما مرا بر سر شوق آورده است اما من لائیک هستم، با اشتیاقم چه کنم؟»

  • sima

    I admire your optimism and I hope you won’t be disappointed, but I am afraid I can’t trust anyone who has deceived us before. Can we forgive ourselves for what we will be doing to the next generation? Have the optimists of 1357 revolution forgiven themselves for believing Khomaini and calling him a progressive cleric? Have we forgotten how our intellectuals fell into the trap of the Muslem fanatics who later imprisoned them and ruined the country? Can we allow this to happen? Mousavi etal have deceived us once before, what makes you think that they won’t do it again?

    Khomaini did not say I am coming over to control you and bring more repression to Iran. He came with promises and hope for the country and people believed him. I remain wary of those who to this day support khomaini despite knowing well about his crimes. Khomaini ordered the killing of non-believers and Mousavi supported it. Can you honestly believe that if Mousavi is elected, there will be a place for an atheist in his cabinet or an atheist would be allowed to run for office on his watch? I seriously doubt all of these. But I sincerely hope that you are right, because I do want a secular Iran where anyone can worship whatever they want and there will be separation of mosque and state, but I doubt it will be a reality under Mousavi.

    «If someone betrays you once, it’s their fault; if they betray you twice, it’s your fault.»
    — Eleanor Roosevelt

    • anddisheh

      سیمای عزیز، من هرگز چنین تضمینی نمیتوانم بدهم. و چنین هم نخواهم کرد. نوشتار من فقط به نوعی فراخوان و تشویق مهندس موسوی به گام برداشتن به سوی راه واقعی بهبود و خروج از چرخه مرگبار و باطلی است که شما بیان کردید. این انقلاب ها ودگردیسی های دینی هرگز پاسخی به نیاز و آزادی خواهی میهن نبوده است.
      اما از آنجایی که سرمایه و قدرت و رسانه در اختیار ما نیست، باید این حرف را به گوش آنهایی که در دست دارند برسانیم که دیگر وقت ان رسیده است که آن کار دیگر کنیم.
      مطمئنا تشویق مهندس موسوی به گام برداشتن در این راه تنها هدف این نوشتار است.
      فرق این نوشتار با نوشتار مشابه در 57 این است که، خمینی هرگز نقد نشد. اما ما تیغ نقدمان پیوسته به راه است، همانطور که تشویق میکنیم تنبیه هم میکنیم. این البته استراتژی من است. اگر به نظر شما ایرادی در ان هست، مطرح بفرمایید تا بیشتر بیندیشم.
      در مورد حمایت موسوی از خمینی با شما هم آوا هستم. سعی ما بر این است که ایشان دست از این موضع برداشته و یا حد اقل آن را موضع جنبش ندانند.

      • sima

        There was criticism of Khomaini and what he was going to do to the country but no one listened, e.g., some of the so called intellectuals just before the revolution (later when khomaini came to power, some of them followed him too) on the left and Bakhtiar. Please don’t get me wrong, I don’t support the monarchy, but Bakhtiar at that time was doing his best not to hand over the country to the clerics, but no one supported him. The Muslem groups including Mousavi and his crones, Mojahedin brought Khomaini to power and made him the leader.

        There must be a few good men and plenty of good women in Iran who are much more capable than Mousavi that can lead the green movement. This movement does not belong to one person. It belongs to all the Iranians who want to get rid of the corrupt and murderous regime of Islamic Republic. But as long as people follow Mousavi and not leave room for anyone else to rise from the masses, no one would enter the field. There needs to be an open and fair playing field so that others could see an opportunity.

        The problem is we always follow a person rather than a system. Power and money corrupts and as long as we follow people and not a structure, we are doomed to fail.

        You see, there was a herd mentality just before the revolution of 1357 and everyone followed one person because he was in the opposition and the majority were following him. We are doing the same. It is ridiculous how people are following someone like Mousavi who has not really declared his plans for the future of Iran. All I see are some articles from time to time but for the most part, it is his pictures with the families of the political prisoners or those who have been killed by the regime that have been going around. This movement needs a lot more than that and we should demand more from our leaders. They have to demonstrate to us that they have the ability to lead. Mousavi’s past is not the characteristic of a leader. If he was indeed a leader, he would have questioned what was happening in 1360s and would not have cooperated with a corrupt and murderous regime. A leader, should be able to lead, not close his eyes and pretend that he has not seen anything.

      • anddisheh

        گرامی، با این سیل جمعیت چه کنیم؟
        قویا با شما هم آوا هستم، آنچنان که می دانید، نه مسلمان و نه اصلاح طلبم. دغدغه ام فردای ایران است. خطر جنگ ما را تهدید میکند.
        نمیدانم، آنچه ک ه شما میگویید یعنی صحبتهایمان را از بها دادن به موسوی دور کنیم. در این دیدگاه که بیان فرمودید، موسوی هرگز شایسته رهبری جنبشی آزادی خواه نیست. پس چه کنیم؟ رهبر بیاوریم؟ چگونه به مردم بگوییم از این به بعد این رهبر است؟ آن رهبر که باشد؟
        براستی این سوالات جدی هستند و زمان هم کوتاه است. از طرفی در داخل حکومت طالبانی تر می شود و تارو پود فرهنگ و آبرویمان در حال بر باد رفتن است. آیا به نظر شما در یک سیستم چماق و هویج، نمیتوان موسوی و اصلاح طلبان را متوجه آزادی خواهی واقعی کرد؟ و اگر ایشان چنین تغییر مبارکی را پذیرا شوند، آیا گذشته را به همت نیک امروز نمی بخشیم؟
        اگر زمان به قدر کافی داشتیم و تهدیدات بر سر میهن چنین بی مهابا و چند جانبه نبودند، من خود از حامیان تبلیغ مفاهیم پر برکتی چون سکولاریسم هستم و منتظر بازخور آن در دراز مدت خواهم بود.
        به هر روی، بسیار مشتاقم که شما دیدگاهتان را بیان بفرمایید که باید چه کنیم؟

  • فراری

    As Americans saying goes, you fool me once, shame on you, you fool me twice, shame on me.

  • sima

    I certainly don’t have all the answers and I can only give my opinion. But here is what I think regarding questions you raised.

    با این سیل جمعیت چه کنیم؟
    Educate them. You have valid points, but we can’t forget what this group did to Iran in the past. Obviously I want the current regime to go, but if we are not careful, we will be getting out of the fire and into the frying pan. There is a need for a grass root movement to educate the masses. We should reach out to our local communities as well as anyone we know including friends and relatives and ask them to do the same. Also, keep writing and criticize when necessary; don’t ask for things that you are entitled to have, demand it.
    Now if you believe that Mousavi is a changed man, you should not ask if there is a place for secularist, atheists, you should demand that there be a place for everyone. Please remember the Green Movement does not belong to Mousavi. We should let those who claim to be the leaders of this movement know that we are not simply interested in changing faces, but they need to realize that the Islamic Republic is corrupt to the core and is decayed and supporting it is betraying those who have given their lives for democratic ideals. We need to remind these so called leaders how they stole the 1357 revolution from people and demand a fair election when the regime falls.

    خطر جنگ ما را تهدید میکند
    This is how the Islamic Republic has been able to survive and get stronger than ever. Creating fear of war among people. During the Iran and Iraq war, they blamed all the problems on the war and people bought it, and quite a few times they have provoked the West and Israel in order to have war. I am assuming that you are worried about an attack from Israel or US. That is always a possibility, but we can’t put everything aside and worry about something that has not happened yet. If either country is stupid enough to attack, it won’t be like Iraq, since neither country has the force for occupation. So, the worst case scenario would be destroying the nuclear facilities which will have some casualty. But I am afraid this will make the regime stronger. Israel needs to be very careful as there will be retaliation via Hezbolah and Hamas. But Nathanayahoo is as mad as Ahmadinejad, so who knows what he will do. US will try its best to work through the sanctions and will try to avoid a war, but you never know.
    . پس چه کنیم؟ رهبر بیاوریم؟
    Leader is not something that you create. Leaders will rise when the situation is ripe, but my point is that we should not give our unconditional support to people that have betrayed us in the past and should let them know that they are dispensable and can be replaced. We should not allow Mousavi’s crone to make a god out of him. Nonetheless, when worse comes to worse, we have no choice but to pick Mousavi over Ahmadinejad, but that is not much of a choice.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: