آخوندیسم

آخوندیسم

آخوندیسم

در سایت بالاترین مشغول خواندن لینکهای تازه بودم که موضوعات داغ روز توجه من را به خود جلب کردند. به نظر می رسد که تحولات سیاسی اجتماعی در ایران، حتی در بین مخالفان و معترضان به جمهوری اسلامی، تحت نفوذ شدید مذهب و به قولی جامعه عمامه داران و آخوند های بی عمامه است. البته این روزها شعار استفاده ابزاری از مذهب برای خلاص شدن از دست دیکتاتوری برآمده از خودش، بحث روز است. بسیاری از معترضان به جمهوری اسلامی معتقدند که با تکیه کردن بر قشر نوظهوری به نام روحانیت روشنفکر و منعطف می توان گونه ای اسلام سیاسی و حکومت ایدئولوژیک منطبق بر دمکراسی ارائه کرد!
این رویکرد، در هر حال هنوز نشان از جاری بودن آخوندیسم در رگهای سیاست و جامعه ایران است. آخوندیسم به این معنی که برای پیشبرد اهداف سیاسی و اجتماعی نیاز به تایید و نظارت افرادی که متخصصین دینی (شارعین) هستند وجود دارد. یعنی هنوز وزن سیاسی اجتماعی این افراد بالا تر از حوزه تخصص آنها است.

Advertisements

45 پاسخ برای «آخوندیسم»

  • Ali

    شما راه بهتری سراغ داری؟!

  • Tweets that mention آخوندیسم « انديشه -- Topsy.com

    […] This post was mentioned on Twitter by balatarin feed, szahab23. szahab23 said: آخوندیسم: عکسی در مورد وابستگی تحولات سیاسی در ایران به شارعین و آخوندها با وجود نارضایتی از جمهوری ا… http://bit.ly/bEQ8Vz #iranelection […]

  • reza

    اشاره درستی بود
    مردم ما و حتی روشنفکرانمون هنوز تحت تاثیر آخوندها هستند
    با نظرت موافقم

  • افسوس

    افرادی مثه تو که هیچ هزینه ای در این جریان نداده اند حق تعیین تکلیف و نظریه پردازی ندارند. کسیکه کشور را در سختترین شرایط جنگ اداره کرده و پاکترین و لایق ترین سیایستمدار ایران بعد از امیرکبیر می باشد یا حسین میرحسین چهارچوب جنبش را نگاشته. اگر خارج نشستی وآبجو می نوشی لطفا تخم نذار وقتی تو قنداق بودی میرحسین و خاتمی داشتن جلوی این فاشیستا در می آمدند ژاپنیها که به اینجا رسیدند برای اینه که سلسله مراتب رااحترام می ذارند درایران 70 میلیون قدیس و قدیسه وجود داره که هیچکسو قبول ندارند از ماست که بر ماست

    • liberte

      az koja ba in aghl sarsharet fahmidi ishon kharej az iran hastand?

    • sima

      Both Mousavi and Khaomaini were living abroad when the shah was in power. and they did not give blood during the 1357 revolution either. So, why is it OK for them but not the rest? Mousavi lived in the suburb of Washington, DC, USA. Now I am not sure whether or not he was drinking bear as you seem to think everyone abroad drinks bear all day long, and by that logic, Khomaini was enjoying drinking French wine sitting under that apple tree in the suburb of Paris. So, before you blame others make sure you use some logic in your writing and do not blindly support people that have spent time abroad, by your own logic, you should not be supporting Mousavi. Basically most pioneers of the Islamic Republic lived abroad. Here are a few for your information:
      Khomaini, Mousavi, Sazgara, Ghotbzadeh, Yazdi, Ebtekar, . . . . .

      Also, if Mousavi was democratic, he would not be able to run for presidency under this regime and he would have been rejected. So, think before you write next time.

  • paco

    ali neveshti, afradi mesle in aghaye afsoos iran ro be gand keshidan vaghean!

  • رها

    اگر اینهمه ایرانی در خارج کشور رفته اند بخاطر حزب اللهیهای خونخوار و تروریستی مثل موسوی و خط امامیهای شارلاتانی مثل وی است. امثال موسوی قبل از اینکه بخواهند راجع به کشور و مردم تصمیمی بگیرد باید در یک دادگاه صالحه پاسخگوی جنایتشان در خاوران، ادامه جنگ ضد مردمی، قتل عامهای دهه ۶۰ ، تجاوز و شکنجه در زندانها و بطور کلی جرائمی باشد که در تمامی مدت جمهوری کثیف اسلامی مرتکب شده اند.

    • افسوس

      موسوی هم گول خمینی را خورد خارج کشور بودی باش دلیل نمیشه بیای ایران حمام خون راه بندازی مثه آخوندها بخاطر شما ازگلاست که مردم نشستن خونه هاشون می ترسن قدرت دسته شماها که 30 ساله تو غرب قهوه ایتون کردن بیاین ایران همه چیرو نابود کنین. مردشی بیا ایران واستا جلوی بسیجیا اگه مردش نیستی شات د فاک آپ

  • سیامک

    افسوس
    افسوس جان فقط احمقهایی مثل تو هستند که راه هزار بار رفته رو میخواهند دوباره امتحان کنند!
    الکی جو نده! من خودم ایرانم و دانشجو هستم, خیلی هم هزینه دادم برای این جنبش, امثال تو احمق بودین که نشستین تا موسوی بیانیه بده برای اینکه این انقلاب سرنگون شه , موسوی جزئ نظام و فقط تا همین حد فعلی کار آمد , یک دهم هزینه ای که من دادم برای این جنبش موسوی نداده
    ما موسوی و کروبی رو برای حذف انقلاب میخواهیم
    نکنه جدی فکر کردی ما به آرمانهای انقلابتون معتقدیم!!!!
    مطمئن باش این نظام سرنگون شه نمیزارم هیچ عمعمه داری بیاد سر کار, حتی کروبی

  • افسوس

    احمق تویی جوجه فکل اگه اینقدر نمک نشناسی که می خای استفاده ابزاری از موسوی و کروبی بکنی پس یه پخی مثه خمینی هستی . موسوی و کروبی هم دنبال قدرت نیستند و آخوندا دیر یا زودسرشونو زیر آب می کنن. آنهایی که به همه یک ایرادی می گیرن که بزدلی و خودخواهیشون را کاور کنند و نشستن خونه می گن موسوس اله است کروبی آخونده اون یکی کمونیست ایرانی جماعت مشکل داریم دیگه خارج 5 تا ایرانی جمع می شن دعواشون میشه.

  • سعيد

    تا وقتي كه دين و سنتمون اينه همين اشو همين كاسه

  • حقوق بشر

    موسوی نقش غیرقابل انکاری در کشتار و قتل عام دگراندیشان و زندانیان سیاسی و همچنین سرکوبها و حذفهای دهه 60 داشته است. در اولین فرصت باید این فرد خونریز و جنایتکار در محضر دادگاه جنایت علیه بشریت پاسخگوی اعمال شرم آور و ننگین خود باشد

    • افسوس

      موسوی هیج نقشی در آن اعدامها نداشت وگرنه آخوندای فاشیست 20 سال خانه نشینش نمی کردند.در این انتخابات هم رودست خوردند فکر کردند کسی او را نمی شناسد و رای نمی دهد. آدمهای کینه ای و عقده ای که فقط دنبال پرونده سازی هستند تو ایران زیاده. باند خامنه ای موسوی را سال 67 کنار گذاشتند.

  • مهدی

    موسوی بهترین گزینه است . خطرناکتر از آخوندها ایرانیان بی رگ و ریشه ای هستند که خارج نشتندو بقول افسوس آبجو می خورن می گن لنگش کن. این حکومت رو به حاکمیت ایرانیان خارج نشین که حتی فارسی هم درست نمی تونن صحبت کنن و آرزو می کن آمریکا به ایران حمله کند رو ترجیح میدم.

    • sima

      Dear Mehdi,
      Yes, I reside in the US as Mousavi did too before the revolution of 1357. He lived in the suburb of Washington, DC. If you like, I can find his address for you. Even when he went to Iran, he rented his house/apartment so that if something went wrong he would come back to US. So, by your Logic, since Mousavi lived abroad, he was a bear drinker too. I, for one, by no means wish the United States make a stupid move and attack Iran as a US attack will make the regime stronger. I neither support monarchy nor mojahedin or anything like that. I want a true democracy in Iran, where you and I can both talk freely and express ourselves without insulting each other. You may be right, I as someone who has been residing abroad may not have as much claim as someone like yourself who has been living in Iran who has given blood and suffering under this murderous regime. But by the same logic, Mousavi did not have the right to come to Iran and promote Khomaini and by the same token, Sazgara did not have the right to come to Iran and build the revolutionary guard and Yazdi did not have the right to come to Iran and lie to reporters and not translate everything that came out of Khomaini’s mouth. You see, Yazdi, who was also residing in the Washington DC metropolitan area went to Iran after the revolution of 1357 and later said, what Khomaini was telling the foreign reporters was so absurd that he was embarrassed to translate it for them. But this same man was not embarrassed to shove khomaini down the Iranian people’s throat. Please go and study what happened during the revolution of 1357 so that we would not repeat that mistake again. And I totally agree with you that those who are in Iran and have given blood have more right than someone like me who has been abroad. I hope that a capable leader would rise from the masses in Iran and would lead us out of the mess we are in, but Mousavi is not that person.

      Mousavi kept quiet when the regime killed thousands of people in the 60s. he kept quiet when the united nation representatives came to Iran to visit Khavaran and it was bulldozed. now the relatives and parents of those who were killed have no idea where their children are buried. All of this happened under Mousavi’s watch. Please think about this for your sake and your children’s sake. So that they would not come and question you and ask what were you thinking and why did you take us out of the fire into the frying pan.
      Wish you the best.

  • رها

    قتل عام و سرکوب مردم از همان زمان خط امام در ۳۰ سال پیش شروع شد، با چماقداری امثال موسوی در حزب جمهوری که محل تجمع چماقداران حزب الهی بود. موسوی در مقام سر دبیر روزنامه جمهوری اسلامی. مسوول سازماندهی چماقداران حزب الهی برای حمله به دانشگاه ها، احزاب سیاسی و روزنامه ها بود. افسوس بیشعور، اگر تاریخ را نخواندی، برو بخون. ضمنا کسی که پست دولتی دارد در تمام خوب و بدی که در زمان حکومتش اتفاق میوفته مسوله، حرف زیادی نزن. همه جای دنیا همینطوره. چطور موسوی نخست وزیر نقشی در قتل عامها، ادامه جنگ ضد مردمی بر خلاف مصالح ملی و غیره نداشت ؟ علت خونه نشین کردنش هم این بود که جز مافیای خط امام بود و این مافیا در تعادل قدرت بین مافیاها در موقعیت ضعف قرار گرفت و بدست مافیای جوانتر کنار زده شد. خودش هم که میخواهد بدوران «طلایی امام خمینی » برگرده. تا حالا هم که هیچ موضعی بر علیه جنایات آن دوران نگرفته، بنا بر این هم در ان جنایات مسوول است و هم بر خلاف حرفای تو، بخاطر «دست نداشتن در ان جنایات» نبوده که خانه نشین کردنش. موسوی مثل بقیه جنایت کاران جمهوری اسلامی باید در یک دادگاه صالحه بخاطر مشارکت در آن جنایات محاکمه گردد. آنوقت ببینیم خودش چه استدلال هایی دارد و آیا این استدلالهای صد تا یک غاز امثال تو را هیچ قاضی با شعور، آگاه و بیطرفی میپذیرد؟

  • رها

    خطاب به مهدی و افسوس
    اولا بی رگ و ریشه تر از آخوندها و حزب اللهیها و بالاخص خمینی کسی نیست و ایرانیهای خارج کشوری که هر روز آرزوی برگشت دارن بمراتب از امثال خمینی با ریشه ترند که بعد از ۱۵ سال دوری از کشور وقتی خبرنگار از وی پرسید چه احساسی داری، گفت هیچ. این خمینی همان مرشد خط امامیهای شارلاتانی مثل موسوی است که میخواهند به «عصر طلایی امام خمینی» برگردند.
    اصرار ما هم به پاسخگویی دولتمردان این ۳۰ ساله، و بالاخص آقای موسوی به جنایات زمان خودش و از جمله خاوران به خاطر این نیست که ما عقده ای هستیم. البته کافر همه را به کیش خود پندارد، شماها حق دارید اینطور فکر کنید. اما آزادیخواهان برای ارضای عقده نیست که اصرار به پاسخگویی میکنند، بخاطر اینست که بدون پاسخگویی و مالا اجرای عدالت هرگز نمیتوانیم بر این مسائل نقطه پایانی بگذاریم. کما اینکه دیدیم که دولت خاتمی نتوانست قتلهای زنجیره ای را حل کند چرا که خودش و جناح خودش هم درگیر در این قتلها، در زمان قدرت خط امام بودند و دیدیم که رقیب هم با مهارت، این چیزها را نیز رو کردند و دست آخر با صلاحدید آقای رفسنجانی «فتیله بحث» را پایین کشیدند. نتیجه انهم برپایی کهریزک و ان فجایع بود. کهریزک دنباله منطقی خاوران است که حالا هم به اسم سروش ۱۱۱ دارد راه اندازی میشود. تا زمانیکه ریشه جنایات این ۳۰ ساله رد یابی و کنده نشود، این فجایع ادامه خواهد داشت.
    ضمنا، تا آنجا که من میدانم، اگر نه تمام، حداقل بیشتر گروه های خارج کشوری خواستار الغاء حکم اعدام هستند، بنا بر این کسی نمیخواهد حمام خون راه بیاندازد. مردم هم اگر بقول شما ها میترسند بخاطر دجالگری و دروغ آخوندها و حزب اللهیهای کثیف و رذلی مثل موسوی است. حتما میدانی که ۳۰ سال است که اینها انحصار رادیو تلویزیون را در دست دارند و اخبار دروغ را یکطرفه پخش میکنند. یکی از دلایل روی آوردن مردم به رادیوهای خارجی هم دقیقا همین دروغگویی تلویزیون و رادیوی رسمی کشور است.

  • افسوس

    اکر به ایرانیهای خارج بود 300 سال دیگه هم هیچ کسی جلوی آخوندای جنایتکار وای نمی ستاد فعلا که باشرف ترین و مردترین میر حسین است که جلوی این حرامزاده ها واستاده و نهایت بهایش را خواهد داد . شماها از الان سر قدرت دعوا نکنید. آدمکشای رژیم بختیار و آن همه انسان را ترور کردند شماها نتونستید یک اعتراض 500 نفری تدارک ببینید چون همتون قدیس و قدیسه اید وپر از نفرت شایدهم عامل رژیم باشید که مردم را از میر حسین دور کنید

  • افسوس

    وای که اکر مردم در خانه هاشون بمانند نه تنها حکم مرگ کروبی و موسوی قهرمان را امضا کرده اند بلکه رژیم آخوندی چنان خفقان و سرکوبی را شروع خواهد کرد که یکسال اخیر به زنگ تفریح می ماند.تک تکتون را از خانه ها تون بیرون خواهند کشید ای مردم بزدل و خودخواه که نشستید بقیه برن جلوی گلوله براتون آخوندا خوب شماها را شناختند که 31 ساله سواری گرفتن ازتون شاید ما ملت لیاقت میرحسین و امیرکبیر و مصدق را نداریم شاید لیاقت ما طائب ها و رادان هاست.

  • رها

    اصلا کسی بهیچوجه نباید از شرکت در راه پیمایی طفره برود، این بجای خود منتهی مردم باید شعارهای مستقل خود را متره کنند و اجازه ندهند که تظاهرات آنان مورد سوء استفاده موسوی و آدم کشان خط امامی قرار گیرد. باید حتما از شکاف در مافیاهای حاکم استفاده کرد تا کلیت رژیم ضعیفتر شود.

  • افسوس

    رجوی خائن به اندازه فاشیستای اسلامیست در کشتارهای دهه 60 مسئوله. وقتی بجای آگاه کردن مردم موج ترور راه انداخت و در زمان جنگ با لو دادن اسرار نظامی موجب مرگ هزاران ایرانی شد و پابوس سردار قادسیه رفت

  • رها

    افسوس
    من مجاهد نیستم و دفاعی هم از آقای رجوی ندارم که بکنم. این را به دوستان مجاهد وا میگذارم. اما اینکه کشتار وحشیانه ۶۷ تقصیر رجوی بود از ان دجال بازی های خمینی گونه است. اعدام زندانیانی که بعضا دوران محکومیتشان هم تمام شده بود فقط تلاشی برای ایجاد ارعاب است، حتی بقیمت نقض احکام دادگاه های همین رژیم، وگرنه که فلان چه ربطی به شقیقه دارد ؟ دولتی که دستش به یک ارتش بند است چرا باید از زندانیان وحشت داشته باشد؟ حتی اگر مجاهدین موفق به آزاد کردن ایران از چنگ آخوندها میشدند، زندانیان آخرین گروهی یا یکی از آخرین گروه هایی بودند که آزاد میشدند و طبعا هیچ نقشی نمیتوانستند در آزاد سازی ایران ایفا کرده و کمکی به مجاهدین کنند. بقول هموطنان آذری هچ دخلن وار؟
    گنه کرد در بلکه آهنگری/ به شوشتر زدند گردن مسکری.

  • رها

    ……..دنباله ……
    افسوس
    از ان گذشته، در جریان قتل عام سال ۶۷، تنها زندانیان مجاهدین نبودند که قتل عام شدند، کمونیستهایی که هیچ ارتباطی هم به مجاهدین نداشتند اعدام شدند.

  • رها

    چند مورد از مواردی را که من خود به عنوان یک شهروند ایرانی دوست دارم از آقای موسوی بپرسم به شرح زیر هستند:

    ۱- آقای موسوی به عنوان کسی که از ابتدای پاگیری حزب جمهوری اسلامی با ان همکاری شایانی در مقاطع مختف کرده اند قطعا نقش شایانی در ایجاد استبداد و ارتجاع ولایت فقیه نقش شایانی داشت. ایشان مسوول بسیج چماقداران برای حمله به احزاب سیاسی و دانشجویان، فعالان سیاسی و روشنفکران میباشند. روزنامه جمهوری اسلامی در زمان تصدی پست سردبیری ان توسط ایشان تبدیل به محلی برای پرونده سازی و تحریک و جمع آوری اوباش چماقدارعلیه احزاب و فعالان سیاسی شد. بسیار روزنامه ها که از سال ۵۷ تا مقطع سال ۶۰ توقیف، احزاب سیاسی که از دستاوردهای انقلاب مردم بودند، بسته شدند و دانشجویان و فعالان سیاسی زندانی شدند. آقای موسوی ممکن است که موضع خود را در مورد عملکرد ضد آزادی خود در مورد مطبوعات آزاد را در ان زمان بفرمایید؟
    ۲- در زمان تصدی ریاست جمهوری توسط آقای بنی صدر که حرمت اهل قلم و آزادیها را داشتند، جناح خط امام با حمایت موذیانه خمینی، انواع واقسام دسیسه چینی علیه دولت بنی صدر را با شدت دنبال میکردند و آقای موسوی هم که هم در حمله به احزاب و جمعیت های دموکراتیک و روزنامه ها، سهم به سزایی داشتند. نهایتا هم در طی کودتای سال ۶۰ با همراهی خمینی، رییس جمهور قانونی کشور را برکنار کردند چون که بنی صدر حاضر نبود زیر بار امر و نهی خمینی رفته و حافظ آزادیها و حقوق مردم بود در برابر دست اندازی مرتجعین حزب جمهوری یعنی همین خط امامی ها، از جمله موسوی، رفسنجانی، خامنه ای و بهشتی. آقای موسوی، چرا راجع به نقش خود، به عنوان یکی از بلند پایگان ان حزب در ان زمان در کودتای سال ۶۰ برعلیه بنی صدر صحبت نمیکنید؟ آیا با صداقت حاضرید که در جلوی مردم ایران، به نقش خود در کودتای سال ۶۰ که آزادی های ناشی از انقلاب را به محاق سرکوب برد، اقرار کنید؟ ان کودتا سر منشا تمام سرکوبگریها و بدبختیهای مردم در سالهای بعد شد. شما برای جبران خسارت و جلوگیری از تکرار ان چه برنامه ای دارید؟
    ۳- معمولا هر گروه یا حزب یا شخصیتی را که میخواستند حذف کنند، یا علیه وی پرونده سازی میکردند و یا دست کم از خمینی فتوا یا سخنرانی میگرفتند و سپس چماقداران به فعالان، مکانهای تجمع و افراد ان و حتی فروشندگان نشریات ان حزب حمله میکردند. معمولا این افراد چماقدار هیچ وقت هم پیدا نمیشدند و هیچ ارگانی هم مسوولیت قبول نمیکرد. مجاهدین هم مثل بقیه احزاب مورد حمله قرار میگرفتند، معذالک تا مقطع خرداد ۶۰، هیچ عکس العملی، جز شکایت به مقامات مسوول و حتی شخص خمینی از خود نشان نمیدادند.
    حمله به مجاهدین از زمانی شروع شد که مجاهدین در مخالفت با بند ولایت فقیه، از رای دادن به قانون اساسی جمهوری اسلامی خود داری کردند. ان موقع خمینی تصمیم به حذف مجاهدین گرفت و آنها را التقاطی و منافق که بدتر از کفارند، نامید. در واقع بعد از کودتای سال ۶۰ بر علیه بنی صدر بود که رژیم نشان داد که ظرفیت تحمل آزادیهای دمکراتیک مردم را ندارد. عملیات مسلحانه مجاهدین هم درست در همین مقطع شروع شد. سوال من اینست که آیا شما در مبارزه علیه مجاهدین میتوانید ژست ضد تروریستی بگیرید؟ اگر امریکا و انگلیس و ….دیگر کشورهای دموکراتیک میتوانند با گروه های مسلح داخلی خود، تحت عنوان تروریست برخورد کنند از جمله به این علت است که آزادیهای دموکراتیک و حقوق شهروندی به رسمیت شناخته میشوند. استدلال این کشورها اینست که وقتی شما میتوانید روزنامه و تریبون داشته باشید، به مجلس بروید، انتخاب کنید و انتخاب شوید و بطور کلی میتوانید هر نوع اعتقادی را داشته باشید و با این حال حقوق شهروندی شما محفوظ است. بنا بر این هیچ توجیهی برای بدست گرفتن اسلحه علیه دولت وجود ندارد. اگر شما هم حقوق شهروندی ایرانیان را صرف نظر از اعتقاداتشان به رسمیت میشناخید، در این صورت عملیات مسلحانه هیچ وجهه ای نداشت. بدبختانه ان چیزی که مبارزات قهر آمیز را مشروع میکند، وجود سرکوب است. آیا شما، بالا رفتن از دیوار سفارت امریکا را نیز تروریستی میدانید؟ آیا اساسا کسانی که موجودیت خود را مدیون یک عمل تروریستی مثل بالا رفتن از دیوار سفارت امریکا میدانند (یعنی جناح خط امام) چطور میتوانند ضد تروریست باشد؟
    ۴- در قتل عامهای سال ۶۷، مخالفین رژیم اعم از مجاهدین و کمونیستها قتل عام شدند. در مورد خاوران، چرا جنابعالی در تمام مدت صدارت و تا کنون، سکوت کرده اید ؟ در مورد قتل عامهای دهه ۶۰ چرا سکوت کرده اید؟ در مورد شکنجه و تجاوز در زندانها در زمان خود چرا سکوت کردید؟

  • افسوس

    رها
    درسته هیج بهانه ایی قتل عام دهه 60 را درست جلوه نمی دهد. مسئول اصلی خمینی خونخوار و همه اسلامیست های فاشیست هستند.

  • افسوس

    آنچه روشن است اینه که میرحسین موسوی هیچ نقشی در سرکوب و بازداشت و شکنجه و کشتار مخالفین جمهوری اسلامی چه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نداشته .حالا چرا سکوت کرده در مقابل غارت اموال و ناموس و شکنجه و قتل عام ایرانیها باید به تاریخ پاسخگو باشد ولی در حال حاضر که مردانه در برابر مافیای غارتگرو اشغالگر ایران ایستاده است پس باید از او حمایت کرد . معیار سنجش افراد زمان کنونی است .همانطور که رجوی بعد از رفتن به پابوسی صدام و جاسوسی برای دشمن نژاد ایرانی از چشم مردم افتاد.

  • رها

    افسوس
    ۱-در هر جرمی چند دسته هستند که مطابق هر قانونی مجرم اند یا حد اقل مقصرند. یکی کسانی که دستور قتل را داده اند یا آمرین. یکی دسته ای که این قتلها را انجام میدهند یا عاملین. دسته سوم هم شریک جرم هستند که بنحوی یا با سکوت یا بطریقی دیگر راه را بر مجرمین هموار کردند. آقای موسوی در سال ۶۰ که جز بلند پایگان حزب جمهوری اسلامی بود و در بسیج چماقداران حزب جمهوری اسلامی مستقیما دست داشت و جز آتش بیاران معرکه حذف رییس جمهوری قانونی کشور آقای بنی صدر بود.بعد هم که نخست وزیر خمینی بود و در مقام یک دولتمرد موظف به اجرای معاهدات بین المللی مانند قوانین حقوق بشر در کشور بطور اعم و کنوانسیون ژنو بطور اخص بود. این قراردادها که امضای ایران را نیز بر پیشانی خود دارند، هر دولتی در ایران را که شناسایی بین المللی گرفته، در ازای این شناسایی ملزم به مراعات و اجرای این قوانین در همه کشور میکند. کنوانسیون ژنو که مشخصا ناظر بر حقوق زندانیان میباشد و همه دول عضو سازمان ملل را متعهد به این قرارداد میداند. بنا بر این مطابق تمام قراردادهای بین المللی، نه تنها آقای موسوی، بلکه تک تک اجزای این حکومت موظف به اجرای این بندها و قوانین هستند، صرف نظر از اینکه از نظر سلسله مراتب اداری در کجای هرم قدرت جمهوری اسلامی قرار داشتند. البته قبول دارم که همه مسوولیت ها مشابه هم نیستند اما در هر حال نیاز به پاسخگویی دارند.
    ۲- شما گفته ای که » مسئول اصلی خمینی خونخوار و همه اسلامیست های فاشیست هستند.» موسوی هم یکی از همان اسلامیستهای فاشیست ان زمان بود. حال لحن اش عوض شده است. سوال برای منی که خمینی را هم دیده ام و وعده و وعیدهایش در پاریس، برای آزادی هنوز از یادم نرفته و خلف وعده اش را هم پس از بدست گرفتن قدرت فراموش نکرده ام، اینست که این تغییر لحن آیا صادقانه است و یا تحت تاثیر موقعیت ضعیفتر مافیای خط امام در برابر مافیای نیرومند و قالب سپاه پاسداران است و این شاگرد خلف خمینی (توهین نمیکنم. ایشان خود را خط امامی میداند.) آیا دست از تقیه و تزویر خمینی گونه برداشته یا آنکه او هم مثل استادش میخواهد از مطالبات ۱۵۰ ساله جنبش مردم ایران استفاده ابزاری کند تا سوار بر خواست و آرزوهای مردم به قدرت برسد و مافیای رقیب را اندکی راضی به تقسیم گوشه ای از قدرت با مافیای خط امام (اصلاح طلب ) کند. اگر قرار است که پس از ۱۵۰ سال شکست جنبشهای مردمی و باد رفتن آمال و آرزوهای مردم، اینبار صرفا شاهد تغییر اسمها نبوده بلکه این رسمها باشند که عوض میشوند باید ساده انگاری را کنار گذاشت. اگر ایشان براستی تغییر کرده اند، بسیار عالی، اینرا باید ثابت کنند. ایشان اگر قصد رهبری دارد باید مثل هر رهبر دموکرات، راجع به گذاشته اش شفاف باشد. اینگونه سوالات کمک به شفافیت مواضع ایشان مینماید. اینها واقعا سوالات خیلی عادی هستند که هر رهبر پاسخگویی راجع به گذشته اش باید جواب دهد. اگر هم بهر دلیل ایشان نمیخواهند به این سوالات جواب دهند، خوب مهم نیست. ایشان بهمین دلیل بدرد رهبری نمیخورند. ضمنا پس از پیروزی جنبش مردم باید به همین سوالات در دادگاهی صالحه پاسخ دهند. بهر حال کسی با اینچنین سابقه ای قبل از پاسخگویی به دادگاه، در هیچ جای دنیا، حتی نمیتواند به عنوان آبدارچی در یک شرکت کوچک دولتی استخدام شوند، چه رسد به اشغال پستهای بالای دولتی. مبارزه ایشان با مافیای حاکم هم بسیار جای تقدیر دارد، اما ایشان را شایسته رهبری نمیکند. ضمنا ما که دچار قحط الرجال که نیستیم. ما بسیار رهبران زبده و بسیار خوشنام در زندانهای جمهوری اسلامی داریم که صلاحیتشان برای رهبری بیشتر است، کسانی که برای آزادی، بهترین سالهای زندگی خود را در زندان گذراندند.انهم زمانیکه امثال موسوی در خدمت تحکیم استبداد فقیه و سرکوب مردم بودند و راجع به نیت شان شک و تردید های جدی وجود دارد. بنظر من باید از اختلاف دو مافیا بنفع جنبش مردم بهره برداری کرد ولی به هیچیک نباید کمترین توهمی داشت.
    ۳- گفته اید که «……همانطور که رجوی بعد از رفتن به پابوسی صدام و جاسوسی برای دشمن نژاد ایرانی از چشم مردم افتاد……..» من مجاهد نیستم و نمیخواهم از آقای رجوی دفاع کنم. معذالک هر چه گشتم و خواندم دلیلی برای خیانت از ایشان ارائه نشده، جز اینکه ایشان به عراق رفته اند. آیا شما هم همین را میخواهید بگویید. اگر نه که دلایلتان را به من هم بگویید چون خیانت اتهام بزرگی است و جز با دلایل بسیار قوی نمیتوان کسی را متهم به خیانت کرد. در کشورهای غربی وارد کردن چنین اتهامی به افراد، بدون آوردن دلیل مجازات های بسیار سنگینی را در پی دارد. اگر هم پاسختان مثبت است و ایشان را بخاطر رفتن به عراق مقصر میدانید که باید به شما یاد آوری کنم که آقای خمینی که مراد آقای موسوی هم هست و آقای موسوی در صورت برنده شدن در انتخابات میخواستند ما را به «عصر طلایی » ایشان برگردانند، خود مدتها در عراق بودند. جالب است که بدانید که در همان مواقع، عراق حمله ای به خاک ایران هم کرد که شاه در مدت ۲۴ ساعت ان حمله را سرکوب کرد.
    منتظر پاسختان هستم.

  • رها

    افسوس
    راستی یک چیز دیگر را یادم رفت که بگویم. حتما میدانی که مجاهدین در سال ۶۰ ابتدا به فرانسه رفتند. میدانی چه کسی باعث شد که اینها به عراق بروند؟ فکر میکنی چه کسی؟
    زمانی شنیدم که خانم فاطمه رجبی، همسر آقای قلم حسین الهام که از فقهای شورای نگهبان و از اعضای مافیای حاکم بر کشور میباشد، گفته بود که انحصار طلبی امثال موسوی مجاهدین را به سمت عراق راند. این عین واقعیت است. وقتی مجاهدین در فرانسه بودند موسوی و وزارت خارجه اش از طریق سفارت خانه های ایران در دنیا به دولت فرانسه فشار میاوردند که مجاهدین را از فرانسه اخراج کند. حتی در لبنان از طریق حزب الله چند گروگان فرانسوی گرفتند و در ازای پس دادن گروگانها، اخراج مجاهدین را از فرانسه خواستار شدند. فرانسه تحت فشار چند تن از مجاهدین را به گابن تبعید کرد که با فشار های بین المللی مجبور به برگرداندن آنها شد.ظاهرا وزارت خارجه فرانسه مشغول مذاکره با وزارت امور خارجه ایران ( که زیر مجموعه دولت ایران بود با نخست وزیری موسوی) شد تا مسعود رجوی را به ایران برگردانند. میدانی که در ایران هم حتی بردن اسم مجاهدین، مجازات مرگ داشت. بهر حال ظاهرا تحت تاثیر این فشارها مجاهدین مجبور به رفتن به عراق شدند که تنها جایی بود که به آنها پناه میداد و ظاهرا از دست اندازی اخوندها هم در امان بود (بدلایل مشخص). سوال اینست که چرا موسوی اینطور بخون اینها تشنه بود؟ اگر اینها خرابکار بودند، خوب حالا که از ایران رفته بودند و خطری نداشتند. فرانسه هم که با قوانینش اجازه فعالیتهای مسلحانه به اینها نمیداد. اینها تبدیل به نیروی سیاسی میشدند.

  • افسوس

    رها

    اولا نگران به قدرت رسیدن موسوی نباش:
    1. چونکه باند سپاه و خامنه ای بیش از این تحمل این مرد را نخواهند کرد و کینه ای که از موسوی دارند بسیار بیشتراز رجوی یا هرمخالف دیگراست چون طبق گفته احمق خاتمی در نماز جمعه:این فتنه زحمات 30 ساله جمهوری اسلامی را برباد داد.
    2. اگر موسوی دنبال قدرت بود 20 سال خانه نشین نمیشد یا خانه نشین نمی کردندش. حتمابه روند کارهاو جنایات اعتراض داشته که حذفش کردند پس اگر قاضی منصف باشیم که نه من و نه شما صلاحیت اینکار را نداریم بخصوص شما که معلومه بیطرف نیستید, اگر 7 سال مدیریت اجرایی در مقام نخست وزیری نقطه منفی بحساب می آید پس 20 سال کناره گیری از قدرت و سکوت (که همیشه به معنی تایید نیست و در مواردی بلندترین اعتراض است.)پوئن مثبت در کارنامه وی است.
    3.برای من این پرسش بی پاسخ است که چرا افرادی چون شما بجای اعتراض و فریاد علیه دروغ پرستان جنایتکار که جوانان و زنان ایرانی را همین حالا در بند دارندو زیر شکنجه و تجاوز.و در زمانیکه 50 درصد مردم زیر خط فقرند وزنان وکودکان ایرانی گرسنه می خوابند امثال تو گیر دادید به موسوی. من به حسن نیت و/یا سلامت روحیت شک می کنم شاید کینه کورت کرده ولی بدان که فرزندان اعدامیان دهه 60 یا حسین میرحسین می گویند پس سعی کن کاسه داغ تر از آش نباشی و در اکنون زندگی کن. دهه 60 20 سال است که تمام شده.

    4. باند رجوی با نفوذ در سپاه و ارتش ولو دادن زمان و محل عملیات موجب کشته و اسیر شدن هزاران جوان بی گناه ایرانی شد و در اسارت هم وردست صدام اسرای ایرانی را شکنجه می کردند. اگر این چیزهارا نمی دانی لازم نکرده کیفرخواست علیه موسوی تهیه کنی.

  • افسوس

    رها

    حدس می زنم بالای 50 سال داشته باشی اگر چنین است نسل تو با افراط وتفریط هاش و کمونیست واسلام بازیهاش گندی به ایران زدید که نسل من و 2 نسل بعد ازمن داریم تاوان حماقتها وغدبازیها و دیوانگی نسل تو را می دهیم پس اگر ازکشور آواره شدی دلیل نمی شه برای مردم داخل ایران رهبر تعیین کنی آینده ایران را کسانی که در داخل کشور جلوی اشغالگران ضد ایران ایستاده اند رقم خواهندزد. دیگر هم در مورد میرحسین قهرمان باهات بحث نخواهم کرد. در حد و اندازه موسوی نه تو هستی نه من پس شات د فاک آپ.

  • رها

    افسوس
    از حرف زدن و فرهنگی که در جواب نشان دادی معلوم شد که نه حرفی برای زدن داری ، نه منطق داری و نه حتی شعور برخورد اجتماعی. من فکر کردم که تو آدم با منطقی هستی، بهر حال تو هم با خوب بلدی که غلط انداز حرف بزنی. ضمنا من برای سوال از موسوی یا هر یک از اراذل و اوباش حاکم از چهار تا مثل تو اجازه نمیگیرم، پس تو شات د فک اپ. من کلی برای تو از گذشته اینها گفتم، تو نتونستی تربیت بابا ننه تو نشون ندی. با هر کدوم از شما اصلاحات چی ها که حرف میزنم، آخرش تربیت خط امامیتون میزنه بیرون.

  • رها

    ظاهرا اینطور که میبینم موسوی و اراذل خط امامی فقط حمایت چند عقب افتاده ذهنی مثل «افسوس» را دارند. در بهترین حالت، دلیلی که می آورند، تبلیغات خود رژیم است. هر چقدر از لحاظ فکری ضعیفند، از ادعا کم نمیاورند.ادعا میکنند که میخواهند گند ۲ نسل را درست کنند. لابد با انتخابی مثل خاتمی، که ۲ دوره انتخابش کردند و نتیجه اش شد احمدی نژاد. یکی به اینها باید بگوید که تو از روی گند خودت بلند شی خیلی هنر کردی. لازم نکرده گند قبلی ها را درست کنی. یکی باید بیاید گند تو را درست کند. از یکطرف از اسلامی های افراطی مینالد و از طرف دیگر به دنبال یکی از پدران بنیانگزار حزب الله (موسوی) می افته. با اینهمه ضد و نقیض گویی ، آدم واقعا شک میکند که اینها نکند خودشان چماق خورده اند و سلامت فکرشان را از دست دادند که اینقدر پرت و پلا میگویند. خدا رحم کرده که اینها الان تو سری خورند و با اینحال، چماق خط امام هنوز از دستشان نیافتاده، وای به وقتی که اینها قدرت هم بگیرند. بقول معروف:
    گربه مسکین اگر پر داشتی/نسل گنجشک از زمین برداشتی/

  • sima

    Dear Afsoos and other Mousavi Supporters:
    We won’t achieve anything by insulting each other. Even if you have a valid point, once you become rude, people stop paying attention to you and think you are talking rubbish. If you want to make a point, please do so. We are not here to fight, we are here to talk and exchange ideas. You see even though I live abroad, I want Iran to be a democracy, where people like Afsoos would not hide their real names and would be able to express their opinion without the fear of going to prison or torture. I want Afsoos to have the freedom that has been taken from him by the Islamic Republic. I wish this freedom for all Iranians regardless of their personal belief and what they choose to worship. Below I like to point out to a few things regarding Mousavis public service and his contribution to the Islamic Republic and its consequences for the Iranians.

     Mousavi, as prime minister, was a hard liner who was a staunch supporter of Khomaini and his promoter and promoter of Supreme Leader. He still wants to go back to those days. He calls that period, the golden days. He built the Hebollah both in Iran and abroad and to this day Iranians are suffering from its consequences. Now do you really want to back to the Khomaini days?

     Mousavi defended taking American diplomats as hostages and keeping them for 444 days, which caused a big gap in relationship between Iran and the rest of the world and destroyed the economy. Iranians to this day have problem traveling abroad because they were considered hostage takers. As a result, Iranians who used to travel freely all over the world (with the exception of US which required visa in advance), now have to go and sit down in embassies for hours and argue in order to visit a country. Do we want someone who supported hostage taking to rule us?

     Mousavi praised Ali Akbar Mohtashami, a religious conservative who helped build Hezbollah in Lebanon.

     When the Iran-Iraq war ended, Rafsanjani suggested that Iran accept some help from the West for reconstruction, Mousavi disagreed, because he said that was not in line with the ideals of revolution.

     Mousavi directly but in hiding negotiated with the Ronald Reagan’s representatives over receiving arms from Americans in exchange for the American hostages’ release held by Hebollah in Lebanon. Do you want someone who lied to Iranians and made deals in hiding to rule us?

     While dealing with Americans, he was telling Iranian people he will never negotiate with Americans due to its crimes against the Islamic Republic

     Mousavi’s public service ended when Khomaini died. He just loved Khomaini so much that he was not able to do anything without him and left politics.

    So, please examine what he has done in the past and judge him based on that, not by what he is saying. If you pay attention, Ahmadinejad says one thing and does another. We need to get rid of the corrupt and decayed Islamic Republic. The only solution is not to have the religious and personal views of the politicians influence their policy. That can only happen when there is separation of mosque and state. Separation of mosque and state allows everyone individual freedom and lets them worship whatever they want.

  • anddisheh

    رهای عزیز، من سعی کردم در این بحث مداخله نکنم. اما از انتشار کامنتهای اخیر «افسوس» واقعا شرم دارم. بنابر این لطفا شما نیز ادامه ندهید.اما اگر اصرار داشته باشید منتشر خواهم کرد. فقط بدانید که در حد فحش های رکیک است. در ضمن شما هم کمی در کامنت آخر تند رفتید.

    و اما آقای افسوس، به شما پیشنهاد میکنم آداب سخن گفتن بیاموزید و از نقد گفتارتان خشمگین مشوید. همه ما جایی برای اشتباه داریم و ممکن است آنچه که به آن باور داریم صحیح نباشد. پس هر کسی حرف خودش را میزند و چه خوب است که همیشه نکاتی جدید بیاموزیم و نه اینکه همواره سعی کنیم همه حرف ما را بپذیرند. من نظرات اخیر شما را به حرمتی که برای وبلاگ نویسی قائل هستم منتشر نکردم. اما اگر اصرار دارید، یک نمونه را منتشر خواهم کرد ولی لطفا پس از آن دیگر در اینجا نظر ندهید که منتشر نخواهد شد.
    رعایت آداب مباحثه و سخن گفتن از شروط اولیه است.

  • رها

    Dear Sima
    I have lived most of my life in Iran and especially during the rein of the Islamic regime. I have encountered numerous people like «Afsoos» as hard core Hizbullahis and while I can’t really say that I enjoyed their company exactly, I learned a few things about them and time after time, my view of them is confirmed, which indicates that these people haven’t changed a bit.
    As you can see from our discussion, I went into great detail and covered quite a bit of the Mosvi’s past history and all I got was irrelevant answers at best or rubbish, and I am not the only one either. That is typical of the fascist mentality of the so called «followers of Imam’s line (Khat Emam)» fanatics. Reason and civility both in mind and language is non-existant with these people. He/she could have made a valid point and bring some intelligent arguements to counter numerous points and arguements I made, may be even prove me wrong and even convince me to become a Mosvi’s supporter. The point is that when these people face a serious conversation and strong arguements, they resort to violence, either physical or verbal. You made valid points, as I did before. However reason and understanding is not exactly their forte. Just one of the reasons, why this regime with all its factions should fall before a true democracy can take root in Iran.

  • رها

    جناب اندیشه
    من اصراری ندارم که ادامه بدهم. شما هم هر طور که صلاح میدانید عمل کنید. به هر حال من از فحش و دری وری متنفرم و متاسفم که کار به اینجا رسید. متاسفانه اینها حتی با اینکه قدرت هم ندارند و نیاز هم به جلب حمایت دارند، نمیتوانند چماقشان را کنار بگذارند. اگر صلاح دانستید، این کامنت من را هم میتوانید حذف کنید، من مشکلی ندارم.
    متشکرم.

    • anddisheh

      دوست عزیز، سپاس از شما. باور کنید که اصلا قصد مداخله و یا برهم زدن صحبت را ندارم. اما همانطور که گفتم نوشتار و مباحثه حرمت دارد و حیف است که به سخنان کم مایه آلوده شود. روی سخن با افسوس نیز هست. جناب افسوس، شما خودتان را جای من بگذارید و قضاوت کنید. اگر هر دو طرف تمایل به ادامه بحث در چارچوب احترام باشید، من نیز خوشحال میشوم که نظاره گر باشم و چیزی بیاموزم.

  • افسوس

    اگر داور بی طرف هستی اندیشه اول این آدم پر ادعا به پدر مادر من توهین کرد که نشانه تربیت خانوادگیشه که نداشته.

    • anddisheh

      من ندیده ام جناب افسوس، محال است بگذارم چنا کلماتی منتشر شوند، مگر به اصرار خودتان که آن هم پاک خواهم کرد. لطفا آدرس دهید که کجا چنین توهینی کرده اند.

  • افسوس

    unlike raha I showed that I am a logical person and when I was challenged regarding 60’s executions I accepted the opposite view. I am going to ignore this person because he showed he has no class and he is a dictature like his peers who destroyed iran in 1979 revolution.

  • rha

    خانم sima
    در کامنتی که گذاشتید، بیشتر مطالبتان درست بود و دقیق. اشکال کوچکی در یکی از قسمتها بود که اگر اجازه بدهید یاداوری کرده و تصحیح کنم.
    شما گفته بودید که موسوی بخاطر علاقه به خمینی از پستش کنار رفت. این درست نیست. ایشان در ۲ دوره ریاست جمهوری آقای
    خامنه ای نخست وزیر بودند. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری آقای خامنه ای خود به خود عمر دولت ایشان هم بپایان میرسید و باید با پست نخست وزیری خداحافظی میکردند. ضمنا آقای خامنه ای هم به پست رهبری رسیده بود که خود مزید بر علت شد. بنا بر این نوبت ریاست جمهوری به رفسنجانی رسید که نامش به عنوان رییس جمهور از صندوق رای بیرون آمده بود. ضمنا با رهبری
    خامنه ای و ریاست جمهوری رفسنجانی مافیای راست متشکل از مافیای رفسنجانی و مافیای بازار و موتلفه قدرت را بدست گرفتند و سنگرهای سیاسی مثل مجلس، دولت و غیره را از چنگ مافیای خط امام خارج کردند و آنها را از حکومت تصفیه نمودند. بنا بر این آقای موسوی نه بخاطر عشق و علاقه به خمینی و نه به میل خود از مواضع قدرت کنار رفتند. ایشان در واقع توسط مافیای راست کنار زده شدند.

    • sima

      Dear RHA,
      Thank you for the correction and clarification. You are right and in that portion of the comment I was trying to be sarcastic rather than pointing out to a fact and I should have been clear about that and I was not. I am glad you noticed the error and appreciate that you corrected it and explained further about the power shift.

      We need to know more about the pioneers of the Islamic Republic whose theories have backfired. Mousavi is not the only person with a past, most these so called reformists have gotten us to where we are now. The cultural revolution in universities and classrooms did not start with Ahmadinejad; these so called reformists were responsible for them. How many times do we need to be deceived by them. We need a true leader and not someone who just goes and visits the families of political prisoners in order to ignite emotions and get some points. A true leader with something to give does not use people’s emotion and has a plan to lead people out of the situation they are in. I still don’t know about Mousavi’s plan. Mousavi and Karoubi need to know that the issue is no longer «where is my vote» and it has gone beyond that.

      We need knowledgeable people to be more engaged and let others know what has been happening in the Islamic Republic and who were the key players at the outset that led us to this mess. Most of the pioneers of the Islamic Republic knew nothing about politics, economics and anything that is necessary to run a country and had no formal education in it. Some were students such as Sazgara who came to build the revolutionary guard in order to protect the Islamic Republic against a military that may not defend it, since they did not want the Islamic Republic to have the same fate as the Shah’s regime. Their naivete and inexperience did not allow them to realize that they were just building a military with a different mindset. Their inexperience has now come back to hunt them. Sazgara until a few months ago was referring to Khomaini as «Hazrat emam Khomaini». From what I have been reading, our knowledge is quite limited and the facts need to be exposed in order to educate the masses so that we would not repeat the mistakes of the past. We need to wake up before it is too late.

  • rha

    خانم سیما
    نکاتی چند در مورد کامنت شما:
    گفته اید که برنامه های موسوی و کروبی مشخص نیست. البته نباید هم مشخص باشد!!! این ابهام عمدی است وگر نه فریبکاری امکان پذیر نیست. بهمین دلیل هم هست که من هر جا هواداران موسوی را پیدا میکنم، آنها را مجبور میکنم که نظرشان را راجع به دهه ۶۰ بگویند و توضیح دهند که چرا رهبرانشان از یک موضع گیری شفاف و بدون ابهام در مورد دهه ۶۰ که خود این آقایان در قدرت بودند، طفره میروند. بهر حال اگر هواداران موسوی ادعا میکنند که آقای موسوی عوض شده اند، بهترین راه برای اثبات این ادعا موضع گیری در مورد ان دهه سیاه و نقشی است که خط امامیها (اصلاح طلبان) داشته اند.
    در مورد ان دوره، از آنجا که مربوط به تاریخ معاصر ایران است فکر نمیکنم که کمبود محسوسی، از نظر اطلاعات راجع به آنها وجود داشته باشد. افشا گریهای بسیاری هم راجع به ان دوره شده است. شاید فیلم انیمشن «پرسپولیس»، ساخته خانم مرجان ساتراپی، هنرمند ایرانی مقیم فرانسه بسیار در مورد ان دوره آموزنده باشد. این فیلم در واقع خاطرات کودکی این خانم است که از زمان اصلاح طلبان (خط امامیهای سابق) داشته اند.
    گفته اید که بیشتر بنیانگذاران جمهوری اسلامی از سر نپختگی و بی تجربگی به جمهوری اسلامی کمک کرده اند. این حرف درست است. ابو شریف اولین فرمانده سپاه براستی چنین بود. منتهی همان اوایل، وقتی که دید که رژیم از اهداف اولیه خود منحرف شد پست فرماندهی سپاه را رها کرد و گویا در پاکستان است. این افرادی که جز بنیان گذاران رژیم بوده و از سر بی تجربگی به ان پیوسته اند، همان اوائل که رژیم جدید ماهیت سرکوبگر خود را نشان داد، پستهای خود را رها کردند. چنین چیزی البته در مورد سازگارا و امثالهم صحیح نیست. ایشان در زمان خاتمی عضو شورای شهر بودند و وقتی که دیگر انتخاب نشدند، یا توسط مافیای حاکم تصفیه شدند، ناگهان به اپوزیسیون پیوستند. اهداف این اپوزیسیون بشدت مشکوک است.
    من صد در صد با این ایده موافقم که باید افشاگری کرد و توده ها را آگاه نمود. منتهی با وجود فیلترینگ و سانسور که در ایران اعمال میشود، آگاه سازی بسیار کار مشکلی است. بنا بر این قدمهای ما در این راه لاکپشتی خواهد بود. بیش از آگاه سازی، ما نیاز به مبارزه با سفسطه و مغلطه عوامل رژیم داریم. یادمان باشد که این مغلطه ها در اتاق فکر اصلاح طلبان طراحی میشود که توسط مغز متفکر اصلاح طلبی یعنی آقای حجاریان هدایت میشود. لازم بذکر است که آقای حجاریان بنیانگذار وزارت اطلاعات بوده و یکی از افراد خبره و متخصص در جنگهای روانی میباشند و حتی این مبحث را در یکی از دانشگاه های کشور تدریس میکرد. یکی از شاهکارهای اینها استفاده از واژه «تضاد بین نسلها» برای توضیح علت مبارزه مردم ایران با رژیم است بجای استفاده از واژه اختلاف طبقاتی یا حداقل دیکتاتوری. اگر کامنتهای بالا را بخوانید میبینید که امثال «افسوس» بشدت مدافع جدا سازی نسلهاست. این اعتقاد اولا فشار را از روی دوش رژیم برداشته و نسل جوانتر رژیم یعنی آقا زاده ها میتوانند رژیم را ادامه دهند و از مزایای ان برخوردار شوند. پدرانشان هم که در سن بازنشستگی هستند و خودبخود باید بروند ضمن آنکه با معرفی تضاد مردم با رژیم به عنوان تضاد بین نسلها، خود را نماینده نسل پیشین میخوانند، که صد البته مضحک است و وجود صد ها گورستان بی نام و نشان و دستگاه های عریض و طویل سرکوب خود بهترین دلیل بر دروغ بودن این ادعاهاست. اگر بنیانگذاران رژیم فعلی از نسل پیشین بوده اند، قربانیان و همینطور مبارزانی هم که علیه این رژیم برخاسته اند نیز متعلق به همان نسل بوده و هزارها گور بی نام و نشان در سر تا سر کشور از اجساد همان مبارزان نسل قبلی انباشته شده. از ان گذشته چرا نسل فعلی باید بدنبال امثال موسوی (۶۸ ساله) و کروبی (۷۲ ساله) و خاتمی (۶۶ ساله) باید باشند که ضمن آنکه متعلق به نسل قبل میباشند، در جنایات این رژیم هم دست داشته اند. از ان گذشته آیا امثال مجتبی خامنه ای و محسن و فائزه رفسنجانی و بقیه آقازاده ها که متعلق به نسل فعلی هستند، پیش مردم و نسل امروز از پدرانشان محبوبترند؟ بیشتر به آرمانها و ایده الهای مردم نزدیکند؟ جالب اینست که میبینیم بسیاری از اپوزیسیون هم از همین واژه برای نامیدن مبارزه تاریخی مردم استفاده میکنند، از تلوزیونهای لس آنجلسی گرفته تا روزنامه ها و ارگانهای احزاب.آگاه سازی مردم در چنین شرایطی فوق العاده سختتر از ان چیزی است که من و شما تصور میکنیم……….

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: