زمانی برای در آغوش کشیدن هموطنان کرد

قصه مردم کرد، قصه مفصلی است.
یک بی اعتمادی دو طرفه بین مردم کرد و سایر هموطنان در هماهنگی رفتاری و توافق بر سر حرکت در راستای اهداف مشترک وجود دارد. بدون شک عامل این بی اعتمادی تبعیض قومیتی همراه با چاشنی مذهب، در قالب قوانین وابسته به مذهب و نیز عَرف آفت زده در اثر تبلیغات بیمار حکومت است. ماجرا طولانی است اما اگر بخواهیم اجمالی و سریع از آن عبور کنیم، هموطنان کرد در این زمینه بی گناه هستند.
کرد ها همیشه با موضعی که در قالب ترس از «رو دست» خوردن است، به قضایا نگاه میکنند. این موضوع با ترور رهبران آنها از سوی جمهوری اسلامی پس از خلف وعده  «فدرالیسم برای کردستان» پررنگ شد. احزاب کرد پس از آن، در جهت دستیابی به حقوق پایمال شده خود تلاش کردند که به جمهوری اسلامی فشار بیاورند. این موضوع باعث شد که آنها دست به اسلحه ببرند(که صحیح بودن یا نبودن این مورد خود نیاز به بحث تحلیلی عمیق دارد). دست به اسلحه بردن بلافاصله بر اساس قوانین جمهوری اسلامی (واقعا هم بر اساس قوانین) محکوم به تلاش برای براندازی و «ضد انقلاب بودن» شد. ترور های تلافی جویانه هم (بیشتر در مناطق کرد نشین) از سوی این احزاب صورت گرفت که در هر صورت تروریسم است.
جمهوری اسلامی از این اتفاقات به سود خود استفاده کرد و دید کل جامعه را نسبت به مردم کرد تغییر داد. به این صورت که شرکت کردها در هرگونه تجمع اعتراضی و سیاسی به منزله «تروریسم بودن» و «تجزیه طلب» بودن جلوه پیدا کرد. این موضوع مردم کرد را ترساند و آنها را نسبت به نگاه مشکوک دیگران در موضع احتیاط قرار داد. دامن زدن به این شرایط در طول زمان سبب شد تا در دراز مدت، کردها در جریانات سیاسی ایران منزوی شوند و نه خود تمایل چندانی به حضور داشته باشند و نه چندان از آنها استقبال شود.
اما از طرفی مردم کرد مردمی مهربان هستند، خود را ایرانیانی اصیل می دانند و از بی مهری روا داشته شده به آنها از سوی پدر عزیزشان (ایران) غمگین شده اند. آنها مردمانی ساده زیست و خوش مشرب و صادق هستند. اینها که می گویم در سطح عام است. طبیعی است که مواردی در طول فرآیند سیاسی یاد شده اتفاق افتاده است که خیرخواهانه نبوده اند و نمی توانند خواسته منطقی مردمی باشند که بر سر نام ایران تعصب دارند. کردها همواره از حضور فعال و آزاد در عرصه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی میهن به طوری که نگاه مشکوکی  به دنبال آنها نباشد، استقبال می کنند و از بودن در کنار سایر هموطنان و زحمت کشیدن دوشادوش آنها برای ایران خرسند می شوند. نباید فراموش کنیم که آنها ایرانیانی میهن دوست هستند.
این روزها ناجوانمردی هایی که در حق کردها روا شد، برای سایر هموطنان نیز عیان شده است و پرده غفلتی که در اثر تبلیغات نا درست، بین دیدگان ما و آن مردم رنج دیده کشیده شده بود کنار رفته است. بنابر این با توجه به حصول این آگاهی، فرصت خوبی است که با آغوش گشاده از حضور فعال آنها همگام با تحولات ملی، اعلام خشنودی و رضایت کنیم. به نظر می رسد که زمان آن رسیده است که همه با هم، نام ایران را  فراتر از هر نام دیگری فریاد بزنیم. این حرکت آغازی برای لبخند مطمئن هموطنان کرد و رهایی آنها از وابستگی به پنهان کاری و در حاشیه گام برداشتن است. نباید بگذاریم این هموطنان عزیزمان بیش از این برنجند. اکنون که دروغگویی های سیاسی برای همه ما رو شده است و ناگفته ها را می توانیم حدث بزنیم، زمان آن است که دوشادوش هم، ملیت و هویت ایرانی خود را ستایش کنیم.
البته این آشتی ملی بدون شک به مذاق تمامیت خواهان ( چه حکومت و چه برخی احزاب سیاسی کرد) خوش نمی آید. این موضوع دلایل زیادی دارد که یکی از آن دلایل، اقدامات غیر انسانی است که تمامیت خواهان مرتکب شده اند و جرائمی که به آنها دست زده اند. احزاب در ایران با آرمانهای بلند و استراتژی های سختگیرانه تشکیل شده اند، آنها برای دستیابی به اهدافشان زحمت کشیده اند و هزینه های فراوان داده اند، بنابر این طبیعی است که آرمان بلندشان را فقط در قالب عمل به استراتژی های خود دست یافتنی میدانند. اما اگر حرکت هماهنگ همه هموطنان به سوی آزادی را مشاهده کنند، آنهایی که خیرخواه باشند به مرور همگام خواهند شد یا حد اقل مواضعشان متعادل خواهد شد. این روزها دیگر دوره کلک زدن به مردم گذشته است. روزگاری است که نیاز به ظهور انسانیت و پس زدن دروغگویی های ایدئولوژیک به شدت احساس می شود. بنابراین تغییر نگرش ما نسبت به مردم کرد و جدا سازی آنها از تبلیغات ناروا نسبت به آنها، آغازی برای همصدایی ملی است.
حمایت زهرا رهنورد از مردم ستمدیده کرد و سپس تقبیح تروریسم از سوی مهندس موسوی با تکیه بر قومیت، گواهی بر رفتار مثبت سران جنبش سبز در این زمینه است. به نظر می رسد که این دو با هم، پیام حمایت از مظلومیت مردم کرد و دعوت از هموطنان به همدردی و به آغوش کشیدن انها را به ما رساندند. البته همزمان با آن بر این مسئله ه تاکید دارند که حمایت از هموطنان کرد، هیچ ارتباطی به تروریسم ندارد و این بحث را نباید برای یک قومیت بزرگ تعمیم داد. هرچند که آنها با در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی و امنیتی نتوانسته اند بیش از این واضح بگویند، اما به گمان من صحبت های آنها دست دوستی بود که به سوی کردهای مهربان دراز کردند و در عین حال پیامشان را به کسانی که هدفشان جز ملی گرایی است رساندند. امیدوارم که این روزها آغازی برای اتمام بی اعتمادی متقابل هموطنان کرد و سایر هموطنان باشد تا همه دوشادوش یکدیگر برای سر افرازی میهن تلاش کنیم.
Advertisements

4 پاسخ برای «زمانی برای در آغوش کشیدن هموطنان کرد»

  • م خ

    امیدوارم مردم ایران همه با هم و دوشادوش، فارق از نژاد و زبان برای برانداختن نظام قهر و جور و استبداد بپا خیزند.

  • rha

    هموطنان عزیز کرد
    به این وسیله انزجار خود را از جنایات وحشیانه جمهوری اسلامی و بالاخص کشتار جوانان دلیر کرد اعلام میکنم. لطفا مرا هم در غم خود شریک بدانید.

  • sima

    When the British took a ruler to make borders between the countries in the middle east, they forgot all about the Kurds. So, some are in Iran, some in Turkey, Some in Iraq and some in Syria. The kurds have been struggling under all these regime and had to fight for their rights. The shah would sent his Phantoms from time to time to bomb them, Islamic Republic sent its thugs from the beginning of the revolution to destroy them and killed so many of them even those who were sick and wounded. The kurds have the right to get rid of the borders between different countries that separates them and the right to be autonomous. The kurds have suffered more than their fair share in any country that have lived in

  • محمدعلی

    سلام!
    ملت کرد را تروریسم خوانده ای وبه خیال خود داری مسیر دوستی با ملل دیگر راطی میکنی ورنگ وبوی صلح میبخشی؟تو هنوز در اوهام خود غوطه وری غافل از اینکه کردستان در مقام دفاع برخواسته بود .نکنه تو نیز چونان آن اندیشه ی مسیحی که میگوید هرگاه بر تو سیلی ای وارد شد روی دیگرت را نیز آماده ی سیلی دوم گردان !ازاوان انقلاب با آن مردم خدعه شد(بنا به گفته ی خمینی) .وقتی که از مکر خمینیان آگاه شدند، وقتی که بی اساس ومنطق وعدل به به اصطلاح سلطنت طلبان وسرمایه داران رحمی نشد،وقتی که به باقی جریانات سیاسی وقعی ننهادندوبا توجه به سرکوبی ملت کرد در زمان پهلوی ،آنگاه چه کار باید میکردند؟حال باز با توجه به اینکه حکومت با نام دین وشیعه ی سیاسی قصد نابودی دگراندیشان راداردوخوی حیوانی و شیطانی جهت سرکوبی مردم کرد واهل تسنن نیز همواره درسر داشته وقت آن نرسیده که به آن ملت مظلوم حق دهید؟ آیا آنان در بوجود آمدن انقلاب سهیم نبودندودربهسازی مملکت تلاش نداشتند ویاحق وحقوقی برایشان درایران متصور نیست وآیاشماها درآنان خوی انسانی نیافته اید حتی با وجود تبلیغات منفی حکومت که جنازه های نظامیان یورش برده به کردستان را متلاشی ومثله مینمود تا به دیگر مردمان غیر کرد بباوراند که آن سرزمین بیرحمند ووحشی ؟ همان بلایی که بر سر سینما رکس آوردند وبه زندانیان در طول حیات کثافت بارشان در این سی سال تجاوز …. نمودند اما ای دریغ که شماها تازه بهآن پی برده اید وآن نیز به برکت وجود عزیزی چون کروبی وموسوی ومنتظری(علیه رحمه) بود.آخر مطلب اینکه باخشونت کورمخالفم. ازحکومت ایران که مظهرتروریسم درجهان است بیزارم و(کشتارهای داخلی ،آزارهای جنسی وبدنی،اعدامها،ترورشخصیتهای ملی ومذهبی در ایران وایرانیان در خارج ازکشور،نتحار وآشوبهایی که در یمن ،فلسطین ،افغانستان ،عراق….که در کارنامه ی ننگینش هویداست )را محکوم میکنم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: