ارجح دانستن دین بر انسانیت، مانع برقراری سکولاریسم و منجر به قانون‌گذاری و حکومت دینی می‌شود

قبل از هرچیز این نکته را یاد آور می‌شوم که نوشتار حاضر را می‌توان به تمامی تعاریفی که قانون‌گذاری دین در جامعه را نفی می‌کنند، ازجمله لائیسیته، تعمیم داد.

در پاسخ به این پرسش که آیا دین مانعی سر راه سکولاریسم است یا خیر، ابتدا باید بدانیم که منظور ما از دین چیست؟ بنابراین بلافاصله این سوال پیش می‌آید که چه دینی؟ بنابراین برای این‌که در ذهن خواننده این جدال ذهنی مقایسه ادیان و همینطور برداشت‌ها از دین پیش نیاید، در این نوشتار منظور از دین، دین اسلام است و به طور خاص تشیع. بنابر این از این به بعد هرجا می گوییم دین، منظور دقیقا همین تشیع است که در عرف و جامعه و گفتارهای مذهبی کنونی موجود است.

با توجه به توضیحات فوق، دین آموزه‌ها و دستوراتی دارد که عملا منجر به قانون‌گذاری می‌شوند. از جمله این دستورات، احکام مربوط به ارث، وجوه واجب شرعی که به مالیات اضافه می‌شوند، امر به معروف و نهی از منکر (البته این مورد کمی سختگیرانه در این دسته جای می‌گیرد)، روزه، جهاد و در نگاه فلسفی مفاهیمی چون مهدویت و غیبت و انتظار که کاملا سیاسی بوده و پایبندی جامع به آنها مستلزم قانونگذاری و جهت دهی حکومتی است. موارد بیشتری هستند که همه ما با کمی اندیشیدن می‌توانیم چند نمونه بیاوریم.  بنابراین در نگاه اول چنین به نظر می‌رسد که دین یک مانع اساسی سر راه سکولاریسم است و پاسخ پرسش ما یک «آري» قاطع است.

نتيجه گيري فوق بر اين اساس صحيح است که ما یک جامعه را بگونه اي فرض کنيم که در آن دین به عنوان یک مقوله اجتماعی فراگیر مطرح می‌شود. به این معنی که تصور کنيم دین همگانی است(همه افراد ديندار هستند) وجامعه ای را که می‌خواهیم شکل دهیم، حتما باید هم دینی(در تمام ابعاد از جمله قوانین اجتماعی) باشد و هم سکولار. این مورد نشدنی و جمع نقیضین است. اما باید در نظر گرفت که در واقع دین هیچ‌گاه چنان فراگیر و جامع نیست. و در جامعه اي که از اين نظر همگن نباشد، نتيجه قبلي همواره صحيح نيست. برای توضیح این مطلب باید به مفاهیم بنیادین تشکیل جامعه رجوع کنیم. تشکیل جامعه و گردهم آمدن افراد به دلیل رفع نیازهای انها و فراهم آوردن رفاه و امنیت بیشتر با استفاده از اجماع توان افراد است.

تصور کنید که ما در سرزمینی پهناور به نام ایران که همه به یک اندازه از تمام آن سهم داریم، تصمیم به تشکیل جامعه گرفته‌ایم. هرکدام از ما عقاید مختلفی دارد. اما بسیاری دیندار هستند.با توجه به این‌که ما یک جامعه غیر همگن داریم، این پرسش اساسی ایجاد می‌شود که آیا دین به عنوان گزاره‌ای که همه آن را نمی‌پذیرند و به اصطلاح فراگیر یا عمومی نیست ولی در حال حاضر اکثریت دیندار هستند، باید به همه تحمیل شود؟ اگر پاسخ به این پرسش «نه» باشد، بلافاصله حکومت دینی رد می‌شود و هرگونه قانون‌گذاری عمومی بر اساس دین مردود است. چراکه هرگونه قانون‌گذاری کشوری برای همه جامعه، منجر به رعایت آن از سوی دیگران شده و این بی واسطه یعنی تحمیل آن به کسانی که به باورش ندارند. اما اگر پاسخ به این پرسش که » آیا نظر اکثریت باید به همه تحمیل شود؟ » آری باشد، آنگاه حکومت دینی تشکیل خواهد شد.

پاسخ دادن به پرسش فوق بستگی به جایگاه عناصر انسانیت و دین در قبال یکدیگر دارد. به این معنی که اگر انسان بودن و گزاره‌ای اساسی چون اخلاق را بر دین ارجح بدانیم، بلافاصله پاسخ می‌شود «نه». اما اگر دین را در جایگاهی بالاتر از انسانیت بدانیم و دستوراتش را تحت هر شرایطی لازم به اجرا (به صورت تمام و کمال) بدانیم، آنگاه باید قوانین حکومتی بر دیگران تحمیل شده و حکومت دینی تشکیل شود. یاد آور می‌شوم که دین دستوراتی دارد که بر اساس آن تشکیل حکومت دینی لازم است. عقل سلیم و وجدان بیدار همواره انسانیت را بر دین ارجح می‌داند. اگر افراد دیندار بیندیشند که ممکن است روزی در اقلیت قرار گیرند، آنگاه در نگاهی که دین را بر انسانیت ارجح می‌داند، خود متحمل عقیده دیگران می‌شوند. اما اگر این دید نهادینه شود که انسانیت بر دین ارجح است، هیچ اقلیتی مجبور به تحمل نظر اکثریت نیست.

بنابر این برای تشکیل جامعه، اگر و تنها اگر تمام افراد انسانیت را بر دین ارجح بدانند، یعنی اول انسان باشند و بعد دیندار، می‌شود حکومتی سکولار تشکیل داد که قانون‌گذاری آن مبتنی بر اشتراکات انسانی بوده و دینداران هم تا جایی که موجب رنجش دیگران و نقض قوانین مبتنی بر انسانیت نشوند، به برگزاری مناسک و اعمال خودبپپردازند. نهادینه شدن این دیدگاه، تنها راهی است که بر اساس آن می‌توان یک حکومت سکولار یا لائیک را در جامعه‌ای که اکثریت افراد آن دیندار هستند، برقرار کرد.

البته برخی برای حل مشکل پیاده‌سازی حکومت سکولار یا لائیک در جامعه‌ای که دینداران در آن زیادند، سعی در تغییر چهره دین و تلطیف آن دارند. یعنی معتقدند که باید دینی را که دستوراتش منجر به تشکیل حکومت دینی می‌شود، در مرور زمان و با ترفند‌هایی تبدیل به دینی دیگر کرد که با سکولاریسم سازگار باشد. این مورد چندین ایراد اساسی و خطرناک دارد که پرداختن به آن نیازمند بیان بسترهای مربوط به آن دارد و یک بحث مستقل است. مثلا یکی ازموارد این است که اینگونه دگردیسی‌ها که به شکل هدفمند در دین ایجاد شده است، از آنجایی که هرگز نمی تواند عنصر الوهیت را نفی کند، منجر به تولید تعاریف و توجیهات مبهم می‌شود که در کوتاه مدت به نظر مفید می‌آیند اما در بلند مدت تولید معضلات جدید و ناشناخته‌ای می‌کنند که رفع آنها از موارد کنونی بسیار سخت تر است. تجربه نیز نشان داده است که چنین رفتاری که از سوی افرادی که خود را «روشنفکر دینی!» می‌دانند سر می زند، همواره موجب ظهور بدعت‌ها و باورهای ناشناخته‌تر و عجیب تر شده است.

بنابراین، برقراری حکومت سکولار در جامعه‌ای که دین را در آن فراگیر و همگانی بدانیم نشدنی است. اما در عمل چنین جامعه‌ای نداریم. از طرف دیگر برای جوامع غیر همگن برقراری حکومت سکولار بستگی به این مورد دارد که آیا افراد دین را بر انسانیت ارجح می دانند؟ اگر چنین است که سکولاریسم یا لائیسیته منتفی هستند. اگر چنین نیست می‌توان بر سر اشتراکات انسانی برای رسیدن به رفاه و آرامش و امنیت بیشتر توافق کرد. چه خوب است که همانطور که هست، باور داشته باشيم که اول انسان هستيم، بعد ديندار يا بي‌دين.

Advertisements

5 پاسخ برای «ارجح دانستن دین بر انسانیت، مانع برقراری سکولاریسم و منجر به قانون‌گذاری و حکومت دینی می‌شود»

  • نادر

    گزاردن به معنای انجام دادن است و گذاشتن به معنای وضع کردن. بنابراین املای صحیح کلمه‌ی مورد نظر شما قانون گذار است.

  • روزبه اسماعیلی

    بعد از 1400 سال اعمال زور و قدرت مستقیم و غیر مستقیم به این جامعه، تعریفی که شما، در صورت امکانبذبر بودنش، نسبت به سکولاریسم داری مشابه اینه که بگی یک تجاوزگری که قرنها کشورگشایی کرده می تونه مرزهایی را که تا به امروز فتح کرده نگه داره به شرطی که قول بده دیگه کشورگشایی نکنه!!!
    این نوع سکولاریسم چطور می تونه در درازمدت برقرار باشه؟؟؟
    تکلیف تضمین حقوق بی خدایان چی میشه؟ آیا اونها حق آگاه سازی و یا مثلاً کشیدن کاریکاتور محمد را دارن؟ این سکولاریسم شما امنیت اونها را تعمین می کنه؟
    حقوق کودکان در آموزش و پرورش و محیط خانواده چی میشه؟
    آیا این سکولاریسم شما گوش اون حاج آقا را می گیره که به زور چادر سر دختر بچه ش می کنه، یا اینکه میگه عیسی به دین خود و موسی به دین خود؟؟؟
    اینا گزارهای اصلی یک جامعه هستند که باید در نظر گرفته بشن و الا که این چیزی که شما از سکولاریسم تعریف می کنید یعنی آتش بس (و اون هم به خاطر این که حکومت دینی دجار بحران شده) و به محض اینکه تونست جامعه را به اندازه کافی مسموم کنه و یه قدرت خارجی را پشت خودش ببینه، دوباره میشه همین آش و همین کاسه
    دوست عزیز این همون تعریف سروش از سکولاریسم نیست که شما با کلامی دیگه مطرح کردی؟؟؟

    • anddisheh

      بعد از 1400 سال اعمال زور و قدرت مستقیم …

      دوست عزيزم.
      من از ان دسته آدمهايي هستم که معتقدم نبايد سکولاريسم و مفاهيمياز اين دست را از نو تعريف کرد. يعني معتقدم اين تعاريف موجود بوده در منابع معتبر غربي مي توان به آنها دسترسي پيدا کرد.(يعني به شدت با ترکيب روشنفکر ديني و فرآورده هايي چون سکولاريسم سياسي فراديني و … مخالفم)
      در اين نوشتار تاکيد مي شود که ديني که سلوک عملي اجتماعي دارد، به اجرا در آمدن تمام آنها در يک جامعه غير همگن به هرحال تحميل عقيده است. حال همين مورد در بحث قانونگذاري نيز وارد شده و مفاهيم سکولاريسم و لائيسيته را نيز خدشه دار مي کند.
      دقيقا صحبت سر اين است که چگونه ممکن است يک مسلمان در جامعه اي زندگي کند که کشيدن کاريکاتور محمد نيز تحمل شود. ببينيد، اين مورد را تنها با زور نمي شود جا انداخت. مگر اين همه انتحار را نمي بينيد؟ لذا بايد اين عامل انساني و دروني نهادينه گردد که چرا بايد با وجود اينکه من برايم چيزي مقدس است از اينکه براي کس ديگري مقدس نيست و طبيعتا او شرايط قداست را نيز برايش رعايت نمي کند، احترام قائل شوم.
      اين مورد را بايد در قالب مباني تشکيل جامعه و همينطور توجه به اينکه هرکسي ممکن است در موضع اقليت قرار گيرد تشريح کرد.
      با شما همراهم که اگر حکومت سکولار باشد و امکانات دولتي در اختيار قشر خاصي نباشد گام برداشتن در چنين مسيري ساده تر است. اما حال که حکومت ديني داريم هم نبايد بيکار نشست و تا زماني که سيستم تغيير کند بايد چنين ديدگاهي را نهادينه کرد.
      تمام مواردي که شما در قالب گزاره هاي سوالي آورديد، مربوط به زماني است که سيستم قدرت تشکيل شده است. من در حال واکاوي جرياني هستم که بدانم خواسته ها مورد نظر شما را چگونه بايد دروني کرد؟ يعني چه کنيم که به آنجا برسيم؟

      • روزبه اسماعیلی

        مبارزه با دین!!!
        برجسته کردن مبانی ضد بشری این دین!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: