عدم حمايت صاحبان ثروت و نخبگان از پديده‌هاي اهل قلم، معضلي جدي در جامعه امروز ما

 

اگر در روند  تحولات اجتماعي و وضعيت کنوني جامعه خوب دقت کنيم، در مي‌يابيم که اين روزها بيش از هر زمان ديگري به چهره‌ها نيازمنديم. البته اين يک واقعيت انکار نشدني است که معمولا چهره‌ها بعد از حيات خود آنچنان که بايد، شناخته مي‌شوند و دانش وزحماتشان مورد بررسي قرار مي‌گيرد. اما از طرفي ديگر هم در زمان حيات‌شان نيز معمولا افراد گم‌نامي نبوده اند. در گذشته کسي که خوب مي‌نوشته است، مدت زماني که براي مشهور شدن و شنيده شدن سخنانش مورد نياز بوده است، دقيقا به کوتاهي زمان لازم براي مطرح شدن چندين اثر از او بوده است. اين به دليل کم بودن تعداد نخبه‌ها در جامعه و همينطور کم بودن جمعيت نخبه‌هاي فعال از طرفي و سرعت بالاي دسترسي به بازخور مطرح شدن اثرات مذکور بوده است. اما اين روزها با شتابي که جمعيت بشر و متعاقباً جمعيت نخبگان گرفته است، انتظار براي  نامي شدن خودبه‌خود  يک نويسنده تازه‌کار که مستعد پيوستن به جمع نخبگان است، چندان منطقي نيست. در واقع در سيل خروشاني که از ميليون‌ها ابراز عقيده شخصي و نوشته و اثر تشکيل شده است، برد يک اثر درخشان نهايتا در حد چند لايک بيشتر در يک شبکه اجتماعي و يا چند دنبال کننده فعال در يک وبلاگ باقي خواهد ماند.

در حال حاضر هيچ سازوکار مشخصي براي شکار و حمايت از نخبگان و نويسندگان تازه کار در جامعه وجود ندارد. هيچ بنيادي نيست که بتواند با حمايت رسانه‌اي و احتمالا مالي، براي ايجاد چهره‌هاي کارآمد و خلاق تلاش کند. انتظار به وجود آمدن چنين نهادهايي از سوي حکومت هم انتظاري احمقانه است. طبيعي است که حکومت اصلي‌ترين دشمنانش را پرورش نمي‌دهد و حتي سعي در نابود کردن آنها داشته و تلاش مي‌کند که گنجشک‌هاي هم‌آوا با خود را به جاي بلبلان خوش‌سخن به جامعه بفروشد. لازم است تا نهادهايي در اين راستا از سوي صاحبان ثروت و نخبگان مشهور راه اندازي شوند. اين نهادها بايد با اهدافي انساني و ملي، اقدام به حمايت از پديده‌هاي اهل قلم و نخبگان اجتماعي کنند. تنها در اين صورت است که ما چهره‌هايي را که در عرصه سياسي اجتماعي براي تحول مفيد و مثبت  لازم داريم به دست خواهيم آورد.

وضعيت براي يک نويسنده تازه‌کار و با سواد در ايران بسيار دشوار است. در نظر بگيريد که جواني مستعد و تيزهوش با علاقه و پشت‌کار و دلسوزي براي ميهنش، مطالعه مي‌کند، تاريخ مي‌خواند و اخبار را تحليل مي‌کند و نهايتا دست به قلم مي‌برد. چنين فردي در خوشبينانه ترين حالت، پس از مدتي نوشتن به دليل شنيده نشدن صدايش و عدم وجود بازخور مناسب، از نوشتن خسته مي‌شود و تنها از سر عادت هر از گاهي در دفتري که خود دارد و يا در وبلاگي خلوت دست به قلم مي‌برد. در مواردي هم متاسفانه با تلاش فراوان و گذاشتن وقت و انرژي بسيار زياد از سوي اين افراد که تنها از سر دلسوزي و علاقه است، صداي آنها بيش از هرکس حکومت را متوجه حضورشان مي‌کند. يعني در يک اتفاق غم‌انگيز که صاحبان ثروت و نخبگان در به وقوع پيوستنش مقصر هستند، شاهد زنداني شدن و حتي اعدام يک وبلاگ نويس مستقل و خوش‌قلم مي‌شويم. از اين گذشته، مشکلات مالي سبب مي‌شوند که خود فرد نتواند امکانات لازم براي تبليغات و مطرح شدن را براي خود فراهم کند. اصولا او يا مي‌تواند بينديشد و محتواي مفيد توليد کند، يا مي‌تواند پول در بياورد. آيا انديشيدنش آنقدر ارزشمند نيست که در قبالش حداقلي از رفاه  توانايي مالي را از سوي جامعه دريافت کند؟ در اينجا از کسي صحبت نمي‌کنيم که از سر  بي‌کاري و يا تنوع مطلب نوشته است. صحبت از افرادي است که واقعا مستعد و شايسته هستند که روزي در جمع نخبگان و انديشمندان حاضر شوند و در بهبود وضع جامعه اثرگزار باشند. صحبت از رغبت و توانايي است که فرصت شکوفا شدن ندارد.

از نتايجي که وضع کنوني به بار مي‌آورد مي توان به بي‌سروساماني در گفتمان سياسي اجتماعي، نبود چهره‌هاي سياسي اجتماعي، تکرار اشتباهات، افزايش بي‌اعتمادي عمومي در هنگام نياز به تحرکات عمومي، در اولويت قرار گرفتن منفعت‌طلبي شخصي و حزبي به جاي منافع ملي ( به دليل عدم وجود نيروي فکري لازم براي همراستا شدن منافع افراد و احزاب با منافع ملي)، بي‌برنامگي و فقدان مطرح شدن طرح‌هاي مفيد و کارساز اجتماعي و موارد ديگري از اين دست اشاره کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: