اعدام کوته بيني است، اعدام سياسي عقيدتي جنايت هم هست

کفش‌هاي کتاني‌اش را پوشيد و در حالي که مانتوي کوتاه اعتراض آميزي به تن کرده بود، يک بغل کودکي را با خود به خيابان برد. عطش يک لبخند راستين، او را تا قرار سر چار راه با رضا و سعيد و مينا، پيشاپيش مي‌خنداند! مي‌خواستند که بگويند «زنده باد آزادي». ناگهان صدايي از اعماق تاريکي‌هاي جمکران برخاست. يک صداي گرفته و خشن و عبوس و چرکين که از حنجره يک قاضي شطرنجي خارج مي‌شد، به او گفت «محارب». قاضي موظف است که به وعده اعدامي که بازجو داده بود عمل کند.

اصلا او را رها کنيم و بپردازيم به «جان». بودن ارزشمندترين است. چگونه مي‌توان اين فرصت را از کسي گرفت؟ اين بودن انسان است که همه سفارشات و مکاتب و مفاهيم و انديشه‌ها و وسائل و علوم را معني مي دهد. حال چگونه مي‌توان به دليلي مضحک چون پاسداري از اين فرآورده‌هاي بودن، از انساني هستي را گرفت؟  به نظر هرگاه که چنين اتفاقي رخ مي‌دهد، بايد به دنبال گونه‌اي دستکاري در انسانيت بگرديم. در حال حاضر بشر به حدي رسيده است که به آساني ارزش بودن را درک کرده و آن را بالاتر از هرچيز ديگري شايسته پاسداري بداند. اين درک چه از نظر بلوغي که در تجربه اجتماعي بشر و چه از نظر تکامل مغز انسان که توانايي تجزيه و تحليل را به او اهدا مي کند، حاصل شده است. اين بلوغ بشر در حال حاضر جهانشمول است. با توجه به اين جهانشمول بودن، تنها دليل ممکن براي تعدي به بودن، سودجويي شخصي به زيان جامعه و بشريت است. در واقع اين معضل را مي توان «خود را به خواب زدن» ناميد. از اين جهت مي توان ان را چنين ناميد که افرادي ممکن است پيدا شوند که شيريني يک خواب مقطعي را به بيدار ماندن براي ساختن هزاران خواب عميق و خوش در آرامش ترجيح دهند.

معمولا اعدام ها دوگونه هستند. اول اعدام جنايتکاران و دوم اعدام عقيدتي! در هردو مورد عمل اعدام يک » کوته بيني» است. در شاخص ترين حالت، «کوته بيني» که بازنمود ترجيح دادن يک راه حل ساده و سريع به برخورد اساسي با مشکلات است را مي توان در عمل قصاص مشاهده کرد. اصلي ترين دليل عاملان اين عمل براي تصديق آن، بازدارندگي از تکرار آن است. در اين زمينه که قصاص هرگز بازدارنده خوبي نيست و روش هاي بسيار بهتري براي ارتقا فرهنگ جامعه و کاهش جنايت وجود دارد بسيار بحث شده است. اما اگر نخواهيم وارد آن بحث شويم، تجربه هم به اثبات رسانده است که قصاص بازدارنده نيست. پرداختن به ريشه هاي ارتکاب به جرم و گرايش به جنايت و مهندسي اجتماعي بر اساس دستيافته ها و تجربه هاي بشري تنها راه کاهش جرم و جنايت در جامعه در حد بالا و حرکت به سوي حذف آن موارد است.

در مورد اعدام هاي عقيدتي و سياسي به نظر مي رسد اصلا نيازي به بحث کردن نباشد. ديگر بر همگان واضح است که نبايد کسي را به دليل ابراز عقيده و مخالفت سياسي و عقيدتي اش مجرم دانست، چه رسد به اينکه او را از هستي ساقط کرد!

پ ن: در راستاي شرکت در بازي وبلاگي، به دعوت وبلاگ غرش

Advertisements

3 پاسخ برای «اعدام کوته بيني است، اعدام سياسي عقيدتي جنايت هم هست»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: