بایگانی برچسب‌ها: بالاترين

يک بالاتريني سابق: آقاي يحيي‌نژاد! بالا بالا بالاتر؟!

در مورد وضع قانون جديد بالاترين در مورد دخالت در صفحه اول وبسايت از سوي مديران، بسياري از دوستان مطلب نوشته‌اند. من هم به عنوان يک عضو سابق بالاترين، چند نکته را در اين زمينه يادآوري مي‌کنم که اميدوارم مورد توجه قرار گيرند.

ابتدا لازم مي‌دانم در مورد توضيح بالاترين در زمينه وضع قانون «حذف لينکهاي توهين‌آميز به اديان» کمي صحبت کنم. قبل از هرچيز يادآور مي‌شوم که بالاترين خود در موضع رسمي‌اش پذيرفته است که آزادي افراد در توهين به اديان و مقدسات يک اصل اساسي آزادي بيان است. بنابراين گفته خود مديران بالاترين، آنها آزادي بيان را قرباني اعتراض مخاطبين مذهبي خود کرده‌اند! دليلي که بالاترين براي وضع قانون جديد آورده است، اعتراض مخاطبين و کاربرهاي مذهبي به حضور لينک‌هاي توهين‌آميز به اسلام در بالاترين است.

آقاي يحيي‌نژاد! اميدوارم اين چند جمله کوتاه را بتوانيد ببينيد و بخوانيد:

1- مخاطبين اصلي بالاترين هرگز اسلام‌گراها نيستد و اصولا کسي براي ديدن يک محتوي موافق مذهب بالاترين نمي‌آيد. اتفاقا بالاترين را همين آزادي نقد، هجو و توهين به دين از يک سو و تمجيد از آن از سوي ديگر و همينطور آزادي در موضع‌گيري سياسي و اظهار نظر آزاد، بالاترين کرد!

2- مي‌فرماييد کاربران مذهبي دلخور شدند و رفتند! پس کاربران غير مذهبي که دلخور شدند و رفتند چه؟! و صد البته کاربران غيرمذهبي که دلخور مي‌شوند و مي‌روند چه؟!

3- مي‌فرماييد کاربران مذهبي و مخاطبين مذهبي اعتراض کردند! پس قريب به 300 لينک اعتراضي که در همين بالاترين آمد چه؟ اينها اعتراض نيست؟

آقاي يحيي‌نژاد! توجه کنيد به نتيجه‌اي که از موضع‌گيري خودتان و شواهد موجود حاصل مي‌شود: هر دو طرف اعتراض کردند، هردوطرف قهر کردند و هردو طرف هم بر عقيده خود هستند. شما هم معتقديد بر اساس اصول اساسي آزادي بيان حق با گروه غير مذهبي است. اصل مخاطبين بالاترين و همچنين وزن بالاترين هم به دليل محتواي انتقادي آن (از جمله در زمينه مذهب) است. با اين همه در کمال تعجب برخلاف ظر خود و بر خلاف رعايت اصول آزادي بيان، از گروه مذهبي حمايت کرديد! انتظار داريد ما در جايگاه ناظر چه نتيجه‌اي بگيريم؟ خود شما بوديد چه نتيجه‌اي مي‌گرفتيد؟ من که مي‌گويم يا به زور تهديد وادار شده‌ايد و يا به زور پاداش و يا اينکه اصولا مخالف آزادي بيان و دمکراسي هستيد و تازه خودتان را رو کرده‌ايد.

در مورد توهين به دين، بايد عرض کنم که اين توهين را چه کسي تعيين مي‌کند؟ اگر منظور الفاظ رکيک است که ديگر چه لزومي دارد به شکل اختصاصي آن را در مورد دين بگوييم؟ اين را همه مي‌دانسته‌اند و مي‌دانند که برزبان آوردن الفاظ رکيک شايسته نيست. اما غير از آن، توهين چه مرزي دارد؟ آن هم نه توهين به يک شخص حقيقي در بحث، بلکه توهين به يک دين که اصولا خيلي‌ها معتقدند خودش توهين به بشريت است! مثلا به گمان من اسلام توهين به انسانيت و بشريت است. شما نمي‌گذاري من اين حرف را بزنم؟ ممکن است کسي معتقد باشد پيامبر اسلام زن‌‌باره و کودک‌آزار بوده‌است و در اين زمينه کارتوني منتشر کند. شما نمي‌گذاريد چون به گمان برخي‌ها توهين است؟ جناب يحيي‌نژاد! به نظر من هم آوردن اسم علي در مقام الگو، توهين است به انسانيت! به نظر من اسلام (مخصوصا از نوع رحماني آن) افسون خطراکي است که عام مردم را به خواب مي‌برد. خوب چرا نظر من را در مورد توهين آميز بودن اعمال نمي‌کنيد؟ چه چيز باعث شده است که نظري را که مي‌دانيد غلط است اعمال کنيد؟

در جايي نوشته بوديد که دوستان به‌جاي اين رفتار بچه‌گانه (فرستادن لينک‌هاي اعتراضي مذهبي) توضيح دهد چرا توهين به دين خوب است! مگر دوستان بايد توضيح دهند؟ مگر شما خود نمي‌دانيد؟ خوب خودتان بگوييد! مگر شما بنا داريد آزادي بيان را قرباني اعتراض چند اسلام‌گرا کنيد؟ اين شعار دمکراسي و آزادي بيان چه مي‌شود؟

و حرف آخر جناب يحيي‌نژاد! پس از انتخابات سال 88، بالاترين از مسير خود منحرف شد! سلطه گروهي اسلام‌گرا که کار تشکيلاتي مي‌کنند، سبب شد تا در پوشش پاسداري از جنبش سبز، مشمول چشم‌پوشي از قانون‌گريزي شوند و صداهاي مخالف را خفه کنند. عدم برخورد شما با اين گروه همواره براي من جاي سوال و تعجب بود. در نهايت به همين دليل هم از بالاترين «به‌سختي» دل کندم. برخي اوقات تصور مي‌کردم ساخت وسازي در پشت پرده با آن گروه داريد. گاهي اوقات هم تصور مي‌کردم که از آنها مي‌ترسيد چون فکر مي‌کنيد با توجه به سلطه آنها بر فضاي بالاترين، براي جلب مخاطب به آنها نياز داريد. هنوز هم مطمئن نيستم که چرا آن همه بي‌قانوني و تعرض به قوانين نوشته شده خود بالاترين بي‌پاسخ مي‌ماند. اما با ديدن اين قانون جديدتان، از اينکه «به‌سختي» بالاترين را ترک کردم خوشحالم! تصور مي‌کنم شما کاربران خوبتان را هم که ستون‌هاي نهفته آنجا هستند از دست خواهيد داد و آنگاه متوجه مي‌شويد که همگان بالاترين را براي همين آزادي بيان مي‌خواستند که خود به نقض آن معترف شديد!

من‌هنوز بالاترين را دوست دارم چون شب‌وروزهايم را در آن گذراندم، اما آن را ديگر شايسته نمي‌دانم!

Advertisements

بالاخره با کلي کلنجار رفتن با خودم از بالاترين دل کندم!

 

رای منفی در بالاترین، در بسیاری از موارد تبدیل به  ابزاری برای سرکوب در دست کاربران قانونگریز و انحصار طلب در بالاترین شده است. پديده‌اي که خود بالاترينيها به آن «چماق» مي‌گويند. بد تر از آن هم دنباله روی دیگران از منفی های پیشین است که این یک معضل فرهنگی است! آنچه در اينجا مورد توجه است، تاثير راي منفي در ديده نشدن لينک است. مثلا اگر 10 کاربر تصميم بگيرند به صورت غير قانوني و با جوسازي به لينکي منفي دهند و علامت هشدار براي لينک ظاهر شود، جدا از اينکه اين اقدام موجب مي‌شود که کاربران ديگر هم نسبت به لينک بدبين شوند و راي ندهند، خود از رسيدن لينک مذکور به صفحه اول و ديده شدن آن جلوگيري مي‌کند. رخ دادن چنين اتفاقاتي در بالاترين و عدم رسيدگي مديران، موجب اختلال در گردش آزاد اطلاعات و اعمال فيلتر از سوي افرادي که به صورت گروهي کار مي‌کنند شده است. 

موارد بسياري از اين دست اتفاق افتاده اند. مثلا در مورد این لینک تحليلي، دليل منفي دهندگان به اين لينک اين است که منبع اين تحليل، خبري از يک رسانه حکومتي(جام جم آنلاين) است. اين در حالي است که در همين بالاترين بارها لينکهاي رسانه هاي حکومتي در بخش سياست داغ شده و راي هاي بالا آورده است. اگر رسانه هاي حکومتي همه دروغگو هستند و لينک گذاشتن از انها و حتي تحليل نوشتن بر اساس اخبار آنها مستحق منفي «خبر غير واقعي» است، چرا بالاترين اين  موضوع را به شکل يک قانون در نمي آورد؟ بالاترين عزيز، شما به کاربرانتان تفهيم کنيد! اگر رسانه هاي حکومتي غير قابل اعتماد هستند، چرا قوانيني مبتني بر تحريم آنها وضع نشده است تا تکليف مشخص شود؟ و اگر چنین نیست چرا با برخوردهای دوگانه اصلاح طلبان با این موضوع برخورد نمیکنید؟

 

از طرفي ديگر،بارها ديده شده است که تحليل ها و اخبار رسانه هاي سبز نيز بر اساس اخبار منتشر شده در رسانه هاي حکومتي و بافرض صحيح بودن انها، در رسانه هاي اصلاح طلبان منتشر شده است.

مثلا در اینجا کلمه از «جهان نیوز نقل قول می آورد

يا مثلا در اینجا سایت کلمه از فارس نیوز نقل میکند

یا مثلا در اینجا جرس نیوز از فارس نیوز نقل می کند

در اینجا کلمه از ایلنا و جهان نیوز نقل خبر می کند

و موارد متعدد دیگری می توان یافت!

این طبیعی است که به درج گسترده یک خبر مهم واکنشی نشان داده شود! حال این خبر ممکن است از سوی رسانه حکومتی باشد و یا از سوی یک رسانه اصلاح طلب! خبری که مبنای تحلیل حاضر قرار گرفته است قریب به یک هفته پیش منتشر شده است. سید محمد خاتمی وقت کافی برا تکذیب آن را داشت. تکذیب نکردن ایشان و سکوت رسانه های حامی ایشان نیز معنی دار بود! در این زمینه روزبه امیر ابراهیمی در تحلیل خود چنین می نویسد:

چند روزی است که بياناتی به نقل از شما در فضای مجازی منتشر شده که حاوی مواضعی عليه «جنبش سبز» است. چون برخلاف دفعات پيشين تا اين لحظه از سوی شما «تکذيب» نشده و با پی‌گيری‌هايی هم که شخصأ داشتم مواضع واقعی شما نيز حتی در صورت تکذيب ظاهری همين باورها است برخود لازم ديدم تا اين يادداشت را به بهانه همين خبرها به رشته تحرير درآورم.

 

با تمام احترامي که براي بالاترين و کاربرانش قائل هستم، متاسفانه اين يک واقعيت است که در حال حاضر بالاترین در اين موارد شبيه به چاله ميدان شده است که بسياري با عربده کشي و افسار گسيختيگي در اثر عدم برخورد مناسب قانوني، اتهام مي زنند، سرکوب مي کنند و مانع از گردش آزاد اطلاعات مي شوند. اين طبيعي است که در هر جامعه اي افراد سعي کنند آنچه خود مي پسندند رايج شود و براي آن حتي حقوق ديگران را ضايع کنند. اين قوانين هستند که بايد مانع از بروز چنين اتفاقاتي شوند. از آنجايي که در بالاترين بارها قرار بر اين شد که فکري براي اين رفتار بشود و نشد، دو حالت قابل تصور است. يا اينکه هميني که هست خوب است و کسي چون من توان ادراک اين خوبي را ندارد و يا اينکه هميني که هست خوب نيست اما تعمدي در ماندن اوضاع بر همين منوال در کار است.

در پایان من بالاترین را با شرایط کنونی برای فعالیت مناسب نمی دانم. هيچ قهري در کار نيست و هيچ کينه اي هم نيست. من معتقدم بالاترین تاثیر بسزایی در گردش اطلاعات داشته است و امیدوارم از این به بعد نیز داشته باشد. اما در این مقطع کنونی چنین نیست و مقصر مدیران بالاترین هستند. بنابر این تا مطلوب شدن اوضاع آن بهتر است در جايي انرژي گذاشته شود که بسترها و قوانين مناسبي براي انتشار آزاد اطلاعات وجود داشته باشد. اين نوشته هم تنها در جهت جلوگيري از تکرار مکرر توضيح و همچنین از سر خیرخواهی برای بالاترین و بالاترینی ها نوشته شده است.

بدرود.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: