بایگانی برچسب‌ها: نظام

این واژه‌های نفرت‌انگیز

نظام! وقتی این واژه را می‌شنوم اولین چیزی که در ذهنم تداعی می‌شود شهری با خیابان‌های پرچاله‌چوله و دیوارهای کثیف و دود‌آلود است که ملت زیادی به خیابان ریخته‌اند و بلندبلند شعارهایی را پس از اینکه در بلندگو پخش می‌شوند تکرار می‌کنند. مرگ بر آمریکا! اولین چیزی که واژه نظام برای من تداعی می کند این فریب ملت و قرار دادنشان در جبر فلسفی برای انجام اعمال مطلوب حکومت است.

نظام مقدس! وقتی می‌گویند نظام مقدس،‌ اولین چیزی که در ذهن من تداعی می‌شود ماشین‌های تویوتای خاکی سپاه پاسداران است. چند نفر با پیراهن‌های سفید و شلوار سبز، ریش اصلاح نشده، انگشتری عقیق، موهای صاف یک‌وری خیلی کوتاه و کفش‌های سرگرد چرمی! انگار که این چند نفر پشت یکی از آن وانت‌های تویوتا در حال رفتن به جایی برای خوردن غذای مجانی هستند. دائم شوخی‌های بی‌مزه می‌کنند و فکرشان بر روی غذایی که به سویش می‌روند متمرکز است. این قداستی است که به شکل حیرت آوری تبدیل به حماقت شده است. انگار انگشتری که در دست این جماعت است، همچون طلسمی شوم، آنها را احمق کرده‌است.

جمهوری اسلامی! بلافاصله این دو کلمه مترادف می‌شوند با واژه جنایت! اولین چیزی که با شنیدن عبارت «جمهوری اسلامی» در ذهن تداعی می‌شود، یک پوستر مرکب است. پوستری با زمینه خونین و چهره عبوس و ابروهای در هم کشیده خمینی در زمینه آن. در نمای شفاف تر، آدمهایی که به دار آویخته شده‌اند و نگاه‌های پرحسرت و اشک‌آلود پدر و مادرانی که فرزندانشان درست در مقابل چشمان بنیانگذار جمهوری اسلامی، تاب می‌خورند. یکی از دهشتناک‌ترین عباراتی که می‌توان شنید همین است.

نظام مقدس جمهوری اسلامی! این عبارت بی واسطه یعنی دروغ! اولین چیزی که در ذهن من تداعی می‌شود چهره حق به جانب آقای حیاتی گوینده خبر شبکه اول سیما است که وظیفه‌اش با التهاب دروغ گفتن است! وقتی در اخبار شبکه اول سیما ایشان با التهاب و خروش عبارت » نظام مقدس جمهوری اسلامی» را بر زبان می‌آورند، بی‌گمان دروغ یا خیانت بزرگی در پس آن گفتار است.

نظام اسلامی! این یکی غیر قابل تحمل است. وقتی این عبارت را می‌شنوم یا جایی می‌خوانم،‌ ده‌ها مفهوم و شخصیت و واژه گوناگون،‌ درکسری از ثانیه برای من تداعی می‌شوند. مطهری، رحیم پورازغدی، شریعتمداری،‌ علی شریعتی، کتاب بینش اسلامی دوران دبیرستان،‌ نماز اجباری در مدارس،‌ خواهرم حجابت، برادرم نگاهت، مصباح یزدی، صیغه، حوزه علمیه قم، هیئت، عزاداری، روشن‌فکر دینی، جمکران و چندین واژه دیگر از این دست. نظام اسلامی برای من تبلور دردی مزمن و دیرین به بلندای هزار سال تاریخ ایران است.

ائمه اطهار! وقتی این عبارت را می‌شنوم، اولین چیزی که در ذهنم می‌آید آن فلک‌زده ای است که زحمت کشیده است و در رشته‌ای خاص، به مقامی رسیده است. کسی که در یک مصاحبه تلویزیونی، ‌زحمت و نبوغ و خلاقیتش را تقدیم به یک عبارت موهوم می‌کند و با این کار سکه‌ای دیگر در قلک ولی فقیه می‌اندازد. این دقیقا فروش آن عبارت از سوی ولایت به آن فلک زده مذکور است. یک معامله احمقانه که ماحصل آن کم ارزش جلوه دادن تلاش آن فرد در برابر تاثیرگزاری مقام بلند ولایت و ائمه است. به این ترتیب همواره ولایت یک قدم جلوتر خواهد بود و علم و ورزش و فرهنگ و اخلاق، همگی با اتکا به ولایت با ارزش می‌شوند.

از این دست عبارت‌ها و واژه‌های نفرت‌انگیز بسیارند. حال تصور کنید که زندگی در جایی که این واژه‌ها و عبارات را همواره همچون شکنجه‌ای هولناک در گوش تو نجوا می‌کنند چقدر دشوار است.

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: