بایگانی برچسب‌ها: هدف اجتماعي

يک معادله رياضي براي برآورد احتمال دست‌يابي به يک هدف اجتماعي

احتمالا معادله‌ به دست آمدن يک خواستگاه اجتماعي، به شکل زير است:

Goal=( n1F+n2M+n3I)/(N1F+N2M+N3I)

F+M+I = 1

مقداري که در  معادله بالا براي Goal به دست مي‌آيد يک عدد بين صفر و يک است که مي‌تواند نشان دهنده  برآوردي خام و اوليه از احتمال به دست آمدن يک موفقيت اجتماعي باشد.

تعاريف:

F: تاثيرگذاري افراد با نفوذ در قدرت سياسي فعلي که بر فضاي اجتماعي حاکم است، بر رسيدن به هدف اجتماعي مورد نظر

M: تاثيرگذاري افراد ثروتمند مستقل در جامعه بر رسيدن به هدف اجتماعي مورد نظر

I: تاثير گذاري انديشمندان مستقل در جامعه بر رسيدن به هدف اجتماعي مورد نظر

n1: تعداد افراد موافق با هدف مورد نظر که داراي نفوذ سياسي هستند.

n2: تعداد افراد موافق با هدف مورد نظر که ثروتمند هستند.

n3: تعداد انديشمندان موافق با هدف مورد نظر

N1: تعداد کل افراد داراي نفوذ سياسي

N2: تعداد کل ثروتمندان

N3: تعداد کل انديشمندان

× توضيحات:

منظور از مستقل، دست‌نشانده نبودن (مستقيم يا سلسله مراتبي) از سوي حکومت است.

در اينجا انديشمنداني که آثار آنها به طور گسترده مورد استقبال قرار مي‌گيرد و شناخته شده (قابل تفکيک از ديگران) هستند، در محاسبه دخالت داده مي‌شوند.

ضرايب F ,M, I با توجه به ساختار جامعه قابل تعيين هستند. مثلا در جوامعي که فرهنگ مطالعه کم است ضريب I بسيار پايين است (نزديک به صفر) و يا در جوامعي که تحت استبداد طولاني مدت و پايدار مبتني بر ضعف آگاهي مردم بوده‌اند، ضريب F بسيار زياد است ( مثلا بالاتر از 0.7) يا ممکن است در جوامع اقتصاد محور ضريب M بالا باشد.

نکته: در اينجا از يک جامعه موجود و استقرار يافته است که نظام سياسي اجتماعي آن شکل گرفته است صحبت مي‌کنيم. در چنين جامعه‌اي عوامل اصلي موثر همان سه عامل (پول و انديشه و قدت) هستند. با اين حال مکن است بتوان سهمي هم براي عوامل ديگر از جله تاثيرگذاري جوامع ديگر بر جامعه مورد بحث قائل شد. که در اين صورت مي‌توان عامل جديد را با سهمي که از تاثيرگذاري ساير عوامل به سود خود گرفته است در معادلات دخيل کرد. مثلا اگر تاثيرگذاري جوامع ديگر بر دستيابي هدف را O بناميم و فراواني جوامع تاثيرگذار ديگر را که رسيدن به هدف مورد نظر را توصيه مي‌کنند  n4 و فراواني کل جوامع تاثير گذار ديگر تاثير مي‌‌پذيرند N4 بناميم معادله به شکل زير در مي‌آيد:

Goal=( n1F+n2M+n3I+n4O)/(N1F+N2M+N3I+N4O)

F+M+I +O= 1

به همين ترتيب مي‌توان عوامل موثر ديگري را که تاثيرگذاري آنها قابل ملاحظه است در معادله وارد کرد. حتي مي‌توان مجموعه‌اي از عوامل ناشناخته را به عنوان يک عامل خطا نيز در محاسبات وارد کرد. که به معادله کلي زير خواهيم رسيد:

 

که در آن الفا ضريب تاثيرگذاري عامل مربوطه است. ai فراواني (تعداد) عامل i  که رسيدن به هدف را توصيه مي‌کنند.   Ai  فراواني کل عامل iام، b=cte ثابتي است که فراواني مجموعه عوامل ناشناخته را (به عنوان يک عامل جديد) نشان مي‌دهد که يا آنها را نمي‌شناسيم، يا سهم هرکدام از آنها را در به دست آمدن هدف نمي‌دانيم.  β تاثيرگذاري مجموعه همه عوامل ناشناخته است و n تعداد عوامل شناخته شده. اگر فراواني عوامل نشناخته زياد باشد، ما به يک معادله مبهم مي‌رسيم! و اگر فراواني کم باشد ولي تاثيرگذاري آنها زياد (بالاتر از 0.5) باشد، معادله فوق نامعتبر است. و هرچه مقدار β*b نزديک به صفر باشد، اعتبار ج.اب بيشتر است چون يا ناشناخته‌هاي ما کم هستن و يا تاثيرگذاري بسيار کمي دارند و يا هردو!

فرضيات:

در معادله فوق فرض شده است که تاثيرگذاري مجموعه عوامل ناشناخته را مي‌دانيم.

ثابت b را مي‌توانيم ثابت ابهام بناميم. در جوامعي که نظام اجتمعي کاملا پايدار، شناخته شده و تئوريک دارند، مقدار آن صفر است. در جوامعي که آشفتگي در آنها بسيار زياد است، اين ثابت مقداري بزرگ دارد.

فرض مي‌کنيم که مقدار ثابت b قابل محاسبه است و اگر نيست آن را از معادله حذف مي‌کنيم (مقدار آن را صفر مي‌گذاريم).

 اگر بدانيم که β*b از مجموع وزني ساير عوامل بزرگتر است، معاده نامعتبر است و نتيجه گيري‌ ما در مورد به دست آمدن هدف مبهم است.

مقادير الفا براي عوامل مختلف از همديگر مستقل هستند و از آنجايي که در هيچ‌جا مجموع کل عوامل تعريف نشده است، يک  انديشمند ثروتمند بانفوذ در سياست نيز مي‌تواند به راحتي در محاسبات آورده شود و سه بار شمرده شود.

به نظر مي‌رسد که در جامعه‌اي همچون ايران که از سويي نظام اجتماعي تثبيت شده‌اي ندارد و نمي‌توان عوامل موثر بر موفقيت يک هدف اجتماعي را به روشني بيان کرد، به کار گيري معادله فوق کمي مشکل باشد. مثلا کاربرد عامل مذهب را به روشني نمي‌توان در قالب يک عملگر خاص تحت عنوان «روحانيان» در معادله دخالت داد. از آنجايي که مذهب ابزاري حکومتي است، شايد درست تر باشد که مذهبي‌هاي تاثيرگذار را افراد داراي نفوذ سياسي معرفي کرد. بنابراين علاوه بر سياستمداران حکومي، روحانيان و متخصصين مذهبي از افرادي هستند که فراواني عامل قدرت را تشکيل مي‌دهند. دسته بندي افراد و همينطور به دست آوردن فراواني آنها که مستلزم شناخت کافي از حد و مرز به‌شمار آمدن در يک دسته است، کار دشواري است. با اين حال از طريق انجام پژوهش‌هاي علمي مي‌توان مقادير پارامترهاي مربوط را به دست آورد.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: